بانک غدیر صفحه 1997

صفحه 1997

عمر گفت بخ لك يا امير تويي مير و سالار و مولاي ما

پس از مصطفي تا بيوم العسير تو را چونكه «محفوظ» آيد اجل

به مهر و تولاي حيدر (ع) بمير

محمد جواد باقري

بعد از منا راه صفا را عوض كند راه نماز و حج و دعا را عوض كند بايد سه روز معتكف بركه اي شوند اعمال حاجيان خدا را عوض كند مبعوث مي شود به دوباره پيمبري حالا مكان غار حرا را عوض كند اقراء بخوان صفات علي را مجال نيست زين پس زبان مدح و ثنا را عوض كند بسم به نام نامي حيدر شروع كرد توحيد چشم اهل ولا را عوض كند بادست خويش دست يد الله را گرفت پروردگار عرض و سما را عوض كند ترسم شهادتين كه به اقرار مي رسد صدها هزار واژه لا را عوض كند خورده نگير موحد زاهد به گفته ام عشقش كشيده جنس خدا را عوض كند شاعر: محمد جواد باقري

محمد جواد غفورزاده(شفق)

جلوه‌گر شد بار ديگر طور سينا در غدير

ريخت از خم ولايت مي به مينا در غدير رودها با يكدگر پيوست كم‌كم سيل شد

موج مي‌زد سيل مردم مثل دريا در غدير هديه جبريل بود«اليوم اكملت لكم»

وحي آمد در مبارك باد مولي در غدير با وجود فيض«اتممت عليكم نعمتي»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه