در سالهاي آخر عمر پيامبر صلي اللَّه عليه و آله، كمكم منافقين بطور رسمي وارد عمل شدند. آنان براي خود مجالس سري تشكيل ميدادند، و بر ضد اسلام و شخص پيامبر صلي اللَّه عليه و آله توطئه ميكردند و كارشكني مينمودند كه آيات قرآن بهترين شاهد اين مدعا است. بخصوص اگر ترتيب نزول آيات را بررسي كنيم و ببينيم كه اكثر آيات مربوط به منافقين در سالهاي آخر عمر آن حضرت نازل شده است. [1].
منافقين به ظاهر مسلمان، در باطن گرايش به كفر و الحاد و شرك داشتند و آرزوي نهفته در قلبشان ريشه كن كردن اسلام با تمام محتوايش و بازگشت به گذشته بود. ولي بخوبي ميدانستند كه اين هدف به آساني قابل دسترسي نيست و لا اقل با حضور پيامبر اكرم صلي اللَّه عليه و آله امكانپذير نخواهد بود. لذا دست بكار برنامههاي شومي براي بعد از رحلت آن حضرت شدند.
آنان در سال حجة الوداع چند پيمان نامه در بين خود امضا كردند و طي آنها نقشههاي پيچيده و دقيقي را بر ضدّ آيندهي اسلام پايهريزي كردند. [2].
غدير، خنثي كننده توطئهها
آنچه ميتوانست همهي نقشههاي منافقين را يكجا خنثي نمايد و اسلام را در چنين جوّ اجتماعي بر حقيقت خود حفظ كند، تعيين و اعلان رسمي جانشين پيامبر بود. آن حضرت اين مهم را از آغاز بعثت خويش در هر فرصت مناسب بيان ميفرمود، و
[صفحه 25]
حتي بارها با سند و پشتوانهي اجتماعي مطرح ميكرد، تا آنجا كه روزي اميرالمؤمنين عليهالسلام را فراخواند و سپس به خادم خود دستور داد تا صد نفر از قريش و هشتاد نفر از ساير عرب و شصت نفر از عجم و چهل نفر از اهل حبشه را جمع نمايد. وقتي اين عده جمع شدند دستور داد ورقهاي بياورند.
سپس به آنان دستور داد مانند صف نماز در كنار يكديگر بايستند و فرمود: «اي مردم، آياقبول داريد كه خداوند صاحب اختيار من است و به من امر و نهي مينمايد و من در برابر سخن خدا حق امر و نهي ندارم»؟
گفتند: آري، يا رسول اللَّه. فرمود: «آيا من نسبت به شما از خودتان صاحب اختيارتر نيستم و به شما امر و نهي ميكنم و شما در برابر سخن من حق امر و نهي نداريد»؟ گفتند: بلي، يا رسول اللَّه.
فرمود: هر كس كه خداوند و من صاحب اختيار اوييم اين علي صاحب اختيار اوست. او شما را امر و نهي ميكند و شما در برابر سخن او حق امر و نهي نداريد. خداوندا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و ياري كن هر كس او را ياري كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند. خداوندا تو شاهد من بر اينان هستي كه من ابلاغ كردم و دلسوزي نمودم.