بانک غدیر صفحه 2317

صفحه 2317

او را نمي‌بينيد كه چشمانش مانند مجانين در گردش است؟! اكنون مي‌گويد: خدايم چنين گفته است! [29].

تصديق نمي‌كنيم.. اقرار نمي‌كنيم

حذيفة مي‌گويد: معاويه در روز غدير- بعد از منصوب شدن اميرالمؤمنين عليه‌السلام،

[صفحه 83]

از شدت ناراحتي برخاست و با تكبر به راه افتاد و با غضب خارج شد در حالي كه دست راستش را بر ابوموسي اشعري و دست چپش را بر مغيرة بن شعبه تكيه داده بود. او همچنانكه با تكبر راه مي‌رفت گفت:

محمد را بر اين گفتارش تصديق نمي‌كنيم، و به ولايت علي اقرار نمي‌كنيم …

خداوند اين آيه را درباره‌ي او نازل كرد: «فَلا صَدَّقَ وَلا صَلّي وَلكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّي ثُمَّ ذَهَبَ اِلي اَهْلِهِ يَتَمَطّي … »: [30] «نه تصديق كرد و نه نماز خواند، بلكه تكذيب كرد و پشت نمود، و سپس با حال تبختر به سوي اهل خود براه افتاد … »

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله خواست او را برگرداند و به قتل برساند، ولي از جانب خداوند آيه نازل شد كه «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَك لِتَعْجَلَ بِهِ»: [31] «در آن باره لسانت را حركت مده كه عجله كرده باشي»، و حضرت مأمور به صبر گرديد. [32].

اي كاش اين سوسمار را …

هنگامي كه جريان غدير واقع شد منافقين گفتند: «حيله‌ي ما باطل شد». وقتي مردم متفرق شدند آنان نزد يكديگر جمع شده بودند و از آنچه واقع شده بود تأسف مي‌خوردند. در اين هنگام سوسماري از كنار ايشان عبور كرد. آنان به يكديگر گفتند:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه