بانک غدیر صفحه 2491

صفحه 2491

معاويه، اين سگ بچه‌ي سقيفه- كه اكنون بزرگ شده بود و چنگالهاي تيز و دندانهاي درنده‌اش كارسازتر بود- در طول بيست سال مذبح بزرگي براي غدير آماده كرد و هزاران نفر از غديريان را در آن سر بريد و با لشكر سقيفه خونشان را سركشيد تا براي كربلا قوي‌تر شوند و شدند.

با مرگ معاويه و روي كار آمدن يزيد، اين مذبح بزرگ آماده‌ي سر بريدن غدير بود، و

[صفحه 309]

اينسان شد كه غدير را به مسلخ كربلا كشاندند و مي‌رفت تا خوابهاي رؤساي سقيفه تعبير شود.

غدير يعني حسين

اين بار غدير، با همه‌ي وجود و به همراهي تني چند از فداكارترين نيروهايش به ميدان آمد. او حسين عليه‌السلام بود، و همراه گروهي آمد كه براي شهادت و قطعه قطعه شدن و فداشدن كمر همّت بسته بودند و گروهي ديگر كه براي اسير شدن و اشك ريختن براي غديرِ سر بريده و معرفي غدير به بي‌خبران شام آماده بودند. در اينجا سخن امام صادق عليه‌السلام علناً به ظهور رسيد كه فرمود:

«إِذا كُتِبَ الْكِتابُ قُتِلَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلامُ»،

«آنگاه كه پيمان سقيفه در مقابل غدير امضا شد امام حسين عليه‌السلام كشته شد»!

آري غدير را با ياران باوفايش سربريدند و خيمه‌هاي آسمان عمود آن را غارت كردند و آتش زدند و عزيزان غدير را به اسيري بردند تا در شهرهاي سقيفه به آن افتخار كنند و به همه اعلام كنند كه كار غدير پايان يافت، امّا … !

حيات حقيقي غدير

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه