بانک غدیر صفحه 2684

صفحه 2684

«دنيا نگري»

در آن روزها، كه در كنار پيامبرصلي الله عليه وآله انيس جانش بودي و من دو انسان مي‌ديدم به يك هدف، دو جان در يك بدن، رسولِ مهرباني، مي‌فرمود: «يا علي! خداوند تو را زينت داده به زينتي كه مزيّن نگشته بندگان به زينتي محبوب‌تر از آن و آن زينت ابرار است در پيشگاه خداوند (زهد در دنيا) قرار داده تو را چنان‌كه «لا ترزء من الدّنيا شيئا» چيزي از دنيا بر نمي‌داري «ولا ترزء الدّنيا منِكَ شيئاً» و بر نمي‌دارد دنيا از تو چيزي.» (61) بعد از رسول خداصلي الله عليه وآله عابد تريِن مردم بودي، وصي و وزير و جانشيني شايسته، هيچ زاهدي به مرتبه زهد تو نرسيد، عابدان و شب زنده‌داران، خاك كُويت را، مُهر نمازشان قرار دادند و دست گدايي به سوي آستانت دراز نمودند. و رحل اقامت شان را به در خانه تو افكندند، نشد كه از طعامي سير شوي، نان جوين خوردي، خدمت خلق نمودي، خانه نشين وامام برحق، قولت، قول خدا بود و براي قوام اين دين عزيز، ساكت بودي و «در سكوتت چاره ساز مسلمين بودي»؛(62) آن زمان هم كه حكومت را با مصلحت پذيرفتي، در آن حكومت بي‌نظير خشتي بر روي خشتي سوار نكردي، و پيوسته به جانب بهشت و دوزخ چشم دوخته بودي. آيه انفاق را معنا ميفرمودي و مال خود را از كد يمين و عرق جبين به دست مي‌آوردي و در راه رضاي دوست، بخشش مي‌داشتي. چگونه اين كلمات زرّين را در عمر خود پنهان سازم و اين مدال هاي افتخار را كه هر انسان آزاده‌اي طالب آن است آشكار نسازم؟!

دائماً مي‌شنيدم؛ ازآن لب‌هاي آسماني كه ميفرمودي: «آگاه باشيد نه دنيا براي شما باقي مي‌ماند و نه شما براي آن باقي خواهيد ماند، آگاه باشيد تباه شدن و از دست رفتن متاع دنيا به شما زياني وارد نخواهد آورد.» (63)

«داستان دنيا مانند ماري است كه دست برآن بكشي نرم و در اندرونش، زهر كُشنده است، فريب خورده نادان به طرف آن مي‌رود و خردمند پايان نگر از آن دوري مي‌گزيند.» (64)

همواره دنيا را مي‌سرودي كه «من چگونه وصف نمايم سرايي راكه اوّل آن رنج است و آخر آن نيستي، در حلال آن حساب و در حرام آن عقاب است. كسي كه در آن غني شد فتنه به پا مي‌كند و نيازمند در آن غمگين است، و هركه در تحصيل آن بكوشد، به آن نمي‌رسد».(65) «اينجا سراي گذشتن است نه سراي ماندن» (66) «خوشي دنيا باقي نمي‌ماند و به سرعت از اهلش رو بر مي‌گرداند و ساكنين خود رابه فنا و نيستي مي‌كشاند و همسايگان خود را، به سوي مرگ مي‌راند» (67)

«چه بسيار است كسي كه به دنيا اطمينان داشته باشد و دنيا،او را به خاك مي‌اندازد وچه بسيار است كسي كه داراي مرتبه بزرگ بوده، دنيا او را كوچك و پست مي‌گرداند. چه بسيار است كسي‌كه داراي افتخار و خودخواهي مي‌باشد كه دنيا او را ذليل و خوار مي‌نمايد.(68)

در دنيا بودي امّا اهل دنيا نبودي، چند روزي در اين سراي نيستي، زيستي، طاقت نياوردي در زنداني بودي تنَگ و تاريك، خدايت فرستاد براي اهل دنيا، تا نور را از آن خورشيد هدايت دريافت دارند؛ ولي اهل دنيا جز عدّه‌اي در زمان حضورت لياقت پيدا نكردند، نشناختند، اهل دنيا بودند.(69) و آنان كه جرعه‌اي از آن «چشمه سار سيل آساي» (70) زُلال حقيقت نوشيدند جاودانه شدند. فرهنگ، علي‌عليه السلام فرهنگ خدا محوري، و زير پرچم علي‌عليه السلام استقلال و سربلندي است، چون هرجا فرهنگ غدير باشد ذلّت معنا ندارد …

گفتار هفتم

«خلافت»

«امامت؛ مقامي است، كه خداوند ابراهيم خليل‌عليه السلام را پس از رتبه پيغمبري و دوستي به آن ممتاز ساخت، اين سوّمين رتبه و فضيلتي بود كه خدا، خليلش را بدان شرافت داد و نامش را برافراشت. چنان‌كه فرمود: آن‌گاه كه ابراهيم را پروردگارش به كلماتي آزمود، و چون همه را به پايان رساند، فرمود: من تو را، امامِ مردم خواهم ساخت «وَإِذِ ابْتَلي إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اِماماً» حضرت خليل (سلام اللَّه عليه) از خرسندي گفت:، از نژادم نيز امام قرار بده؛ «قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» (71) خطاب رسيد، عهد من به ستمكاران نمي‌رسد. اين آيه امامتِ هر ظالمي را تا قيامت ردّ كرده و اين مقام اختصاص به برگزيده گان امّت يافت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه