بانک غدیر صفحه 2685

صفحه 2685

سپس خداوند امامت را، ارجمند داشت و در نسل برگزيدگان پاك نهاد، فرمود: به ابراهيم و اسحق و فرزند زاده اش يعقوب بخشيدم، و همه را شايسته قرار داديم، و آنان را اماماني ساختيم كه به فرمان ما، مردم را هدايت كنند، و انجام كارهاي نيك و به پا داشتن نماز و پرداختن زكات، به آنها وحي كرديم، و آنها به عبادت ما پرداختند. نسل ابراهيم، اين مقام را پيوسته، قَرن به قَرن از يك ديگر ارث بردند، تا نوبت به پيامبر اسلام‌صلي الله عليه وآله رسيد كه خداوند فرمود: سزاوارترين مردم به ابراهيم همانها هستند كه پيروي‌اش كردند. و اين پيغمبر و آنها كه ايمان آوردند، امامت به آنان اختصاص يافت. «إِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» (72) و پيامبرصلي الله عليه وآله آن را به عهده علي‌عليه السلام نهاد، همچنين در نسل برگزيده او كه خداوند علم و ايمانشان داده، قرار گرفت … امامت مقام انبيا و ميراث اوصيا است، امام، زمام و عنان دين و نظام مسلمين، صلاح دنيا و عزّت مؤمنين است، ريشه بالنده اسلام و شاخه سربلند آن، تمام كننده و كامل كننده نماز، حج و جهاد است، مايه زيادي غنيمت و صدقات مي‌باشد. امام است كه حلال خدا را حلال و حرامش را حرام مي‌كند و حدود را اقامه مي‌نمايد و از دين خدا دفاع مي‌كند. او ابر بارنده باران پياپي، آسمان سايه افكن، زمين گسترده، چشمه جوشان، اميني رفيق، پدري شفيق، برادري همزاد، پناهگاه بندگان و همانندِ مادري نكو كار نسبت به فرزند خردسال است. امين خدا در زمين، پاك كننده گناهان، زُداينده عيب‌ها، نظم دين، عزّت مسلمين، خشم منافقين، و نابودي كافرين است، يگانه دوراني كه هيچ‌كس به پايه او نرسد، عالمي همطراز او نباشد» (73)

يا علي اگر خدا به كسي توفيق شناختِ شما اهل بيت‌عليهم السلام را داد خوشا به حالشان، و گرنه آنان كه شما را نشناختند «انگار در زمان جاهليت مرده‌اند» (74)

اين مطالب حقيقتي است روشن و آشكار كه از نصّ شريف قرآن و پيامبر خاتم و مفسرانِ حقيقي قرآن، امامان بعد نبي‌صلي الله عليه وآله بدست مي‌آيد و در تاريخ سندي است محكم؛ مگر اينكه دقّت در تاريخ نشود و حقيقت را از تاريخ نخواهند.

اينكه تا الآن گفتم و خاطرات تلخ و شيرين گذشته را بيان نمودم همه براي غدير بود، خواستم خيز را محكم‌تر بردارم تا قدري بيشتر به عُمقِ درياي بي‌كران فرهنگ غدير غوص نمايم. وگرنه هستي همه فضايل علي‌عليه السلام است. علي‌عليه السلام را با غدير بايد شناخت و غدير را براي نجات بشريّت بايد دريافت، فرهنگ غدير را بايد جهاني ساخت، غدير فرهنگي جهان شمولي دارد، امّا جهان فهمي غدير، روي ديگر سكّه است كه مغفول مانده، من تاريخ براي نقل آن زنده ام، اگر خون در رگ‌هاي من مي‌جوشد فقط به خاطر برپايي فرهنگ غدير است، فرهنگي كه در فطرت پاك موحدان عالم خوابيده است و بيدار شدني است. آن فرهنگ، حق حكومت دارد و گستره هستي، براي برپايي همان فرهنگ پهن گرديده، زمين در انتظار شنيدن آهنگ زيباترين صداي شمشيرِ عالم است، همان شمشيري كه عدالت را جهاني مي‌كند و در حق احدي ظلم روا نمي‌دارد. جهاني شدن عدالت در فرهنگ غدير نهفته است. ملّت‌ها هرچه از غدير دورتر گردند به فرهنگ سردرگمي و پوچي گري نزديك‌تر مي‌شوند. فرهنگ غدير است كه در آخرالزمان حكومت خواهد كرد. غدير يك حادثه طبيعي نيست؛ سخني كه در مكان غدير گفته شد، براي همه مكان‌ها و زمان‌هاست. تفكّر غدير آهنگ آزادي تمامي صداهاي خفته در تارهاي صوتي ملل مستضعف عالم است؛ فرهنگ غدير هيچ سخن از قوميّت ندارد، لوح منشور اتحاد و همدلي بشريّت است.

مكان غدير در آن زمان، محل نزول قوافل نبود، چون قوافل در جايي اقامت ميگزينند كه از آب و چراگاه بهره‌مند باشد، ولي غدير از اين ويژگي بي‌بهره بود. سبب وقوف نبي اللَّه الاعظم صلي الله عليه وآله در 18 ذي الحجه سال دهم هجرت در مكان غدير خُم همان ابلاغِ تأكيدي حق تعالي بود. اين خبر را، قبل از اين چندين مرتبه پيامبرصلي الله عليه وآله به شما داده بود، امّا در غدير از همه دفعات جدا بود؛ لحن كلام خدا، لحن ديگري بود، حركت كاروانيان در آن شرايط سخت و دستورِ توقف و ابلاغ، همه گوياي اين حقيقت است.

امين وحي خبر آورد. «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» (75)

«اي رسول ما بيان كن آنچه كه از طرف پروردگارت نازل شد كه اگر بيان نكني گويا اصلاً رسالت مان را انجام ندادي»

اين سؤال براي هر آزاد انديشي رُخ خواهد داد، چه موضوعي بوده كه تا پايان دوره رسالت خاتم پيامبران و در انتهاي وحي آسماني، ابلاغ نشده بود؟ چه حكمي از احكام آسماني بود. كه پيامبري همانند خاتم الانبيا از گفتنِ آن اِبا داشت؟ و چندين مرتبه از جبرئيل در خواست مي‌كند كه خدا عذرم را بپذيرد كه ابلاغ نكنم. امّا خداي حكيم مصلحت بشريّت را در اين مي‌دانست و فرمود: اي رسول ما بگو به هر قيمتي كه شده، و اگر مي‌ترسي «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» (76) خداوند تو را حفظ مي‌كند، اين فرمان بايد اجرا شود، اگر اين رسالت اجرا نشود فلسفه خلقت عبث خواهد شد. «اَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ» (77) و حكيم كار عبث ننمايد. اين فرمان لطف از جانب پروردگار عالميان بود و لطف بر خدا واجب است او «لَطيف خَبير» (78) است، مي‌داند بشر، بدون امام به بيراهه مي‌رود.

من شاهد يك صد و بيست و چهار هزار عطيه آسماني و مُبَلِّغِ ربّاني بودم كه در وجودِ تك تك سفيران الهي تو را جست و جو مي‌كردم تا روزي كه جهان شاهد خلقت گلِ سرسبد عالم خلقت بود، تا روزي كه تمام مخلوقات را ديدم كه چگونه تسبيح و تقديس مي‌گويند، به خاطر عظمت خلقت خاتم انبيا صلي الله عليه وآله.

محمّدصلي الله عليه وآله كه به دنيا آمد رنگ ديگري به خود گرفتم جاني ديگري خدا به من مرحمت فرمود، هيچ كس از اين رسول آگاهي نداشت، من او را خوب مي‌شناختم، از وصف آن وجود ملكوتي با خبر بودم، عظمت او را از پيامبران پيشين، به يادگار داشتم؛ مي‌دانستم «احمَدِي» (79) در راه است «كه خلقت افلاك به خاطر بركت وجود اوست».(80)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه