بانک غدیر صفحه 2687

صفحه 2687

آخرين كلماتي كه از او به يادگار دارم، اين بود كه مي‌فرمود: «با عترت من به نيكي رفتار كنيد و از آن‌ها جدا نشويد».

« … وَ أَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِي أَهْلِ بَيْتِي» (86) سفارش مي‌كنم شما را به اهل بيت‌عليهم السلام آن‌ها را تنها نگذاريد. و ديدم؛ كه آخرين پيامبر الهي صلي الله عليه وآله در حال «جان دادن سر مبارك خود را روي سينه عزيزش گذاشت» (87) و جان داد. من از اين راز مُهم آگاهي نداشتم؛ ذهنم را به خود مشغول كرد، خدايا چه سِرِّي است كه در آخرين لحظات حيات نبي‌صلي الله عليه وآله سر مبارك او بايد بر سينه وصي باشد؟ اين فكر امانم را ربود و افكارم را به خود اختصاص داد، تا اين‌كه با خود گفتم: حتماً اين آغازِ تپش قلبِ نوراني خاتم پيامبران صلي الله عليه وآله در سينه اميرمؤمنان‌عليه السلام است؛ علي‌عليه السلام يعني امام بعدِ نبي‌صلي الله عليه وآله. او را غسل دادي و چون نزديك‌ترين فرد به ايشان بودي، طبق وصيتش عمل نمودي، و در فراقش نوحه‌گر شدي.

«يا رسول اللَّه پدر و مادرم به فدايت باد، با مرگ تو، رشته‌اي بريده شد، كه در مرگ غير تو، چنين نشد. دعوت پيامبران و اخبار آسمان، ديگر پايان يافت. اشك ديده را اگر با گريستن بر تو به پايان ميرسانديم، همچنان بي‌درمان مي‌ماند.اين زاري و بي‌قراري، در فقدان تو اندك است. ولي چه كنيم كه مرگ را نمي‌توان باز گرداند؟! هيچ كس را از مرگ نمي‌توان رهانيد. پدر و مادرم فدايت، ما را در پيشگاه پروردگارت به ياد آر، و در خاطر خود نگهدار» (88)

مشغول غسل و كفن و دفن بدن مطهّر خاتم النبيين‌صلي الله عليه وآله بودي بني هاشم داغدار اين غم بزرگ، «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ … وَكَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَقِلَّةَ عَدَدِنَا وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا»

فاطمه را مي‌ديدم داغدارِ بابا «اُمَّ اَبِيها» بابايش را از دست داده، نور چشم رسول خدا در غم بزرگي به سر مي‌بُرد، عالم و آدم بايد گرد هم مي‌آمدند، كوثر خلقت، داغدار پدر بود، او را تَسَلَّي مي‌دادند، سنّت نبي‌صلي الله عليه وآله را اجرا مي‌كردند و همراه اهل بيت، لباس عزا به تن مي‌كردند. ولي اجتماع كردند، اجتماعِ سقيفه؛ پس مردم سنّت كجا بود؟! سنّت چگونه معنا مي‌شد؟ مگر قول نبي‌صلي الله عليه وآله سنّت نيست؟ مگر فعل نبي‌صلي الله عليه وآله در غدير سنّت نيست؟ مگر «امر به اطاعت رسول را قرآن كراراً» (89) نمي‌فرمايد؟ مگر قرآن و سنّت پيامبر همديگر را كامل نمي‌كنند؟ همان سنّتي كه سرپيچي از آن، سرپيچي از فرمان خداست.» «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً».(90)

«و هيچ مرد و زن مؤمني را نرسد كه چون خدا و فرستاده‌اش به كاري فرمان دهند، براي آنان در كارشان اختياري باشد؛ و هر كس خدا و فرستاده‌اش را نافرماني كند، قطعاً دچار گمراهي آشكاري گرديده است» «نافرماني از فرمان خدا و رسول، جاودانه بودن در آتش جهنّم را به دنبال دارد» (91) يا ندارد؟ مگر غدير خدا فرمان نداده بود؟ مگر غدير پيامبرصلي الله عليه وآله به بلنداي همه آسمان‌ها، فرياد بر نياورده بود كه اي مردم! من رسول خدا هستم، سعادت و بدبختي شما در اطاعت كردن و يا نكردن علي‌عليه السلام است؟ اهل بيت مرا تنها نگذاريد. نمي‌گويم پسر عمِّ نبي را نديدند، داماد او را نيافتند، وصي را گم كردند، ولي علم را خانه نشين كردند. سقيفه بنا نهادن و بيعت كردند، از تو بيعت خواستند «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ» (92)

«آيا مردم گمان كردن كه به حال خود رها مي‌شوند، اين كه بگويند ايمان آورديم، و آن‌ها آزمايش نمي‌شوند؟!»

چه ظلمي بر خويشتن نمودند؟ چگونه با اين كار نامه عمل خويش به سوي خالق شان مي‌روند؛ در حالي كه از آن امتحان الهي نمره قبولي كسب نكردند؟

بني هاشم را، با زُور شمشير براي گرفتنِ بيعت، به مسجد بردند. حتّي به خانه وحي آمدند. فاطمه‌عليها السلام به نور ديدگانش نگاه مي‌كرد و در غم فراغ بابا اشك مي‌ريخت. بچه‌ها بهانه پيامبر داشتند، آرام و قرار نداشتند، فقط بهانه، پشت بهانه، بوي پيامبر، ديگر به مشام شان نمي‌رسيد. چه كسي مي‌توانست آن‌ها را ساكت كند؟ زينب كوچولو، مگر آرام مي‌گرفت؟ اشك چشم مادر، اشك را در چشمان كودك خردسال جاري مي‌ساخت.

قرآن ناطق، مشغول جمع كردن آيات قرآن بود. همان قرآني را كه به ظاهر مسلمانان از آن روي گرداندند. بر خانه اهل بيت‌عليهم السلام هجوم آوردند، همراه خود هيزم آوردند، بر در خانه وحي آتش افروختند، در را سوختند، نه در را، كه خانه حيدر را، نه حيدر، حجره پيامبرصلي الله عليه وآله را، من يقين دارم كه كعبه را سوزاندند، قرآن را آتش زدند، آتش ديدم، ناله و فرياد شنيدم، ولي از آن خانه بيعت نديدم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه