بانک غدیر صفحه 2728

صفحه 2728

د) از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه در احتجاج خود بر اهل شورا فرمود: «أنشدكم باللَّه! أفيكم أحد أخو رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله غيري؟ إذ آخي بين المؤمنين؛ فآخي بيني و بين نفسه، و جعلني منه بمنزلة هارون من موسي إلاّ أنّي لست نبيّ؟ قالوا: لا»؛(71) «شما را به خدا سوگند! آيا در ميان شما كسي هست به جز من كه برادر رسول خداصلي الله عليه وآله باشد؟ آن زمان كه بين مؤمنان عقد اخوت بست و بين من و خودش نيز عقد برادري بست و مرا نزد خود به منزله هارون نزد موسي قرار داد جز آن كه من پيامبر نيستم؟ گفتند: هرگز.»

3 - استدلال به حديث «طير»

الف) از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه در احتجاج خود با قوم فرمود: «نشدتكم باللَّه! أفيكم أحد أحبّ إلي اللَّه و إلي رسوله منّي، … و يوم الطائر إذ يقول: اللّهم ائتني بأحبّ خلقك إليك يأكل معي. فجئت فقال: اللّهم و إلي رسولك، اللّهم و إلي رسولك، غيري؟ قالوا: اللّهم لا»؛(72) «شما را به خدا سوگند! آيا در ميان شما كسي هست كه نزد خدا و رسولش از من محبوب‌تر باشد؟ … و روز پرنده آن زمان كه فرمود: بار خدايا! محبوب‌ترين خلقت را نزد من بفرست تا همراه من از آن پرنده تناول كند. من آمدم، حضرت فرمود: بار خدايا! به سوي رسولت! بار خدايا به سوي رسولت؟، غير از من؟ گفتند: بار خدايا! هرگز.»

ب) و نيز از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه فرمود: «أهدي لرسول‌اللَّه‌صلي الله عليه وآله طير يقال له الحباري فوضعت بين يديه - و كان أنس بن مالك يحجبه - فرفع النبيّ‌صلي الله عليه وآله يده إلي اللَّه ثم قال: اللّهم ائتني بأحبّ خلقك إليك يأكل معي من هذا الطير. قال: فجاء عليّ فاستأذن فقال له أنس: إنّ رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله يعني علي حاجة. فرجع، ثم دعا رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله [الثانية فجاء عليّ فاستأذن فقال انس: إنّ رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله علي حاجة] فرجع. ثم دعا الثالثة فجاء عليّ فأدخله، فلمّا رآه رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله قال: اللّهم واليّ. فأكل معه. فلمّا اكل رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله خرج عليّ. قال أنس: اتبعت علياً فقلت: يا أبا حسن! استغفر لي فإنّ لي إليك ذنباً و إنّ عندي بشارة. فأخبرته بما كان من النبيّ‌صلي الله عليه وآله فحمد اللَّه و استغفر لي و رضي عنّي أذهب ذنبي عنده بشارتي إياه»؛(73) «براي رسول خداصلي الله عليه وآله پرنده‌اي به نام حباري هديه آورده و نزد او گذاردند. در آن هنگام انس بن مالك دربان حضرت بود. پيامبرصلي الله عليه وآله دستان خود را به سوي خداوند بلند كرده عرض نمود: بار خدايا! محبوب‌ترين خلقت به سوي تو را نزد من بفرست تا با من از اين پرنده بخورد. راوي مي‌گويد: علي‌عليه السلام آمد و اجازه گرفت، ولي انس گفت: رسول خداصلي الله عليه وآله مشغول كاري است و حضرت بازگشت. بار دوّم پيامبرصلي الله عليه وآله دعا كرد، حضرت علي‌عليه السلام آمد و اجازه خواست، انس گفت: پيامبرصلي الله عليه وآله مشغول كاري است. بار سوم پيامبرصلي الله عليه وآله دعا كرد، علي‌عليه السلام آمد و اين بار او را راه داد. و چون حضرت‌صلي الله عليه وآله او را ديد فرمود: بار خدايا! نزد من آي. و حضرت علي‌عليه السلام همراه پيامبرصلي الله عليه وآله آن غذا را خوردند. بعد از صرف غذا حضرت علي‌عليه السلام از منزل خارج شد. انس مي‌گويد: من به دنبال او رفتم و عرض كردم! اي ابوالحسن! از تقصير من در گذر؛ زيرا كه در حق تو گناهي انجام داده‌ام ولي براي تو بشارتي دارم، و آنچه را كه پيامبرصلي الله عليه وآله درباره او سه بار فرموده بود بازگو كردم. حضرت علي‌عليه السلام خدا را سپاس گفته و براي من استغفار نمود و به جهت بشارتي كه به او دادم از من راضي شد.»

4 - استدلال به حديث «رايه»

از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه در احتجاج خود با قوم فرمود: «نشدتكم باللَّه! أفيكم أحد أحبّ إلي اللَّه و إلي رسوله منّي، إذ دفع الراية إليّ يوم خيبر فقال: لأعطينّ الراية إلي من يحبّ اللَّه و رسوله و يحبّه اللَّه و رسوله؟ … قالوا: اللّهم لا»؛(74) «شما را به خدا سوگند! آيا در ميان شما كسي هست كه نزد خدا و رسولش از من محبوب‌تر باشد آن زمان كه پرچم را در روز خيبر به من سپرد و فرمود: آن را به دست كسي خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و او نيز خدا و رسولش را دوست دارد؟ … گفتند: بار خدايا! هرگز.»

5 - استدلال به حديث «سدّ ابواب»

از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه فرمود: «إنّ موسي سأل ربّه أن يطهّر مسجده بهارون و إنّي سألت ربّي أن يطهّر مسجدي بك و بذريّتك، ثم أرسل إلي أبي بكر: أن سدّ بابك، فاسترجع ثم قال: سمعاً و طاعة، فسدّ بابه: ثم أرسل إلي عمر، ثم أرسل إلي العباس بمثل ذلك، ثم قال رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله: ما أنا سددت أبوابكم و فتحت باب عليّ، و لكنّ اللَّه فتح باب عليّ و سدّ أبوابكم»؛(75) «همانا موسي از پروردگارش خواست تا مسجدش را براي هارون پاك گرداند، و من هم از پروردگارم خواسته‌ام تا مسجدم را براي خود و ذريه‌ام پاك كند. آن‌گاه كسي را نزد ابوبكر فرستاد كه درب خانه‌اش را [به سوي مسجد] ببندد ابوبكر كلمه استرجاع [انّا للَّه و انّا اليه راجعون] را بر زبان جاري ساخت سپس گفت: گوش داده و اطاعت مي‌كنم، و لذا درب خانه‌اش را بست. آن گاه كسي را نزد عمر و كس ديگري را به نزد عباس فرستاد تا درب خانه خود را به طرف مسجد ببندند. سپس فرمود: من درب خانه‌هاي شما را نبستم و درب خانه علي را باز نگذاشتم، بلكه خدا بود كه درب خانه علي را باز گذاشته و درب هاي شما را بست.»

6 - استدلال به مجاهده در راه خدا

الف) از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه در احتجاج خود روز شورا فرمود: «أفيكم أحد كان أقتل لمشركي قريش عند كلّ شديدة تنزل برسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله منّي؟ قالوا: اللّهم لا»؛(76) «آيا در ميان شما كسي هست كه از من بيشتر مشركان قريش را هنگامي كه شدايد بر رسول خداصلي الله عليه وآله نازل مي‌شد، كشته باشد؟ گفتند: بار خدايا! هرگز.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه