بانک غدیر صفحه 2729

صفحه 2729

ب) و نيز نقل شده كه فرمود: «لمّا انهزم الناس يوم احد عن رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله لحقني من الجزع عليه ما لم أملك نفسي، و كنت أمامَه أضرب بسيفي بين يديه، فرجعت أطلبه فلم اره، فقلت: ما كان رسول اللَّه ليفرّ، و ما رأيته في القتلي، و اظنّه رُفع من بيننا الي السماء، فكسرت جفنَ سيفي، و قلت في نفسي لأُقاتلنّ به عنه حتي أُقتل، و حملت علي القوم، فأفرجوا، فإذا أنا برسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله قد وقع علي الأرض مغشيا عليه، فقمت علي رأسه، فنظر اليّ و قال: ما صنع الناس يا عليّ؟

فقلت: كفروا يا رسول اللَّه! و ولّوا الدبر من العدو و اسلموك. فنظر النبيّ‌صلي الله عليه وآله الي كتيبة قد أقبلتْ إليه، فقال لي: رُدَّ عنّي يا علي هذه الكتيبة. فحملت عليها بسيفي، أضربها يمينا و شمالاً حتي ولّوا الأدبار. فقال لي النبي‌صلي الله عليه وآله: أما تسمع يا عليّ مديحك في السماء، إنّ ملكاً يقال له رضوان ينادي: لا سيف إلاّ ذوالفقار و لا فتي إلاّ عليّ. فبكيت سروراً، و حمدت اللَّه سبحانه علي نعمته»؛(77) «چون مردم در جنگ احد از دور رسول خداصلي الله عليه وآله پراكنده شدند چنان به جزع و تعب افتادم كه نتوانستم خود را كنترل نمايم. من در جلوي پيامبر بودم و با شمشيرم در مقابل حضرت از او دفاع مي‌كردم. برگشتم و او را دنبال كردم ولي او را نديدم. با خود گفتم: هرگز رسول خداصلي الله عليه وآله فرار نمي‌كرد و او را در بين كشته‌ها نيافتم، و گمان كردم كه از ميان ما به سوي آسمان رفته است. روكش شمشيرم شكست و با خود گفتم در راه او مي‌جنگم تا كشته شوم و لذا بر آنان حمله كردم تا راه را باز نمودم، كه ناگاه رسول خداصلي الله عليه وآله را مشاهده كردم كه بر زمين افتاده و بيهوش شده است. بر بالين سر او ايستادم. حضرت به من نظر كرد و فرمود: مردم چه كردند اي علي؟!

عرض كردم: كافر شدند اي رسول خدا! آن‌ها به جنگ پشت كرده و تو را تسليم دشمن نمودند، پيامبرصلي الله عليه وآله نظرش به گروهي از دشمن افتاد كه به سوي او مي‌آيند، به من فرمود: اي علي آنان را از من دور كن. من با شمشيرم بر آنان از طرف راست و چپ حمله كردم و همگي را فراري دادم. پيامبرصلي الله عليه وآله به من فرمود: اي علي! آيا مدحت را در آسمان مي‌شنوي؟ ملكي به نام " رضوان " صدا مي‌زند: شمشيري به جز ذوالفقار نيست و جوان‌مردي به جز علي نمي‌باشد. من از شادي گريستم و خدا را بر نعمتش شكر گذاردم.»

7 - استدلال به بت شكن بودن

ابو مريم نقل كرده كه علي بن ابي طالب‌عليه السلام فرمود: «انطلقت أنا و النبيّ‌صلي الله عليه وآله حتّي أتينا الكعبة، فقال لي رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله: اجلس و صعد علي منكبي فذهبت لأنهض به فرأي منّي ضعفاً، فنزل و جلس لي نبي اللَّه‌صلي الله عليه وآله و قال: اصعد علي منكبي. قال: فصعدت علي منكبيه. قال: فنهض بي. قال: فانه يخيل اليّ انّي لو شئت لنلت أفق السماء حتي صعدت علي البيت و عليه تمثال صفر أو نحاس فجلعت ازاوله عن يمينه و عن شماله و بين يديه و من خلفه حتي إذا استمكنت منه. قال لي رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله: اقذف به فقذفت به فتكسر كما تتكسر القوارير ثم نزلت فانطلقت أنا و رسول اللَّه‌صلي الله عليه وآله نستبق حتي توارينا بالبيوت خشية ان يلقانا أحد من الناس»؛(78) «من و پيامبرصلي الله عليه وآله حركت كرده تا به [كنار]كعبه رسيديم. رسول خداصلي الله عليه وآله به من فرمود: بنشين، آنگاه بر دوش من سوار شد، من خواستم كه برخيزم حضرت در من ضعفي مشاهده كرد لذا پايين آمد و براي من نشست و فرمود: بر دوشم بالا برو. مي‌فرمايد: بر دوش حضرت بالا رفتم و او مرا بالا برد. حضرت علي‌عليه السلام مي‌فرمايد: به گمانم آمد كه اگر بتوانم مي‌توانم به افق آسمان برسم تا اينكه بر روي بام كعبه رفتم در حالي كه بر آن تمثال هايي از طلا و مس بود. آن‌ها را به طرف راست و چپ انداخته و جلو و عقب نمودم تا اينكه بر آن‌ها مسلط شدم. پيامبرصلي الله عليه وآله به من فرمود: آن‌ها را خرد كن. من شروع به شكستن آن‌ها همانند كوزه نمودم و سپس پايين آمدم، و با رسول خداصلي الله عليه وآله در فرار كردن مسابقه گذاشتم تا اينكه در خانه‌ها مخفي شديم تا كسي ما را مشاهده نكند.»

8 - استدلال به حديث «نور»

از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «خلقت انا و عليّ من نور واحد»؛(79) «من و علي از يك نور آفريده شده‌ايم.»

9 - استدلال به ابلاغ سوره برائت

از امام علي‌عليه السلام نقل شده كه فرمود: «لمّا نزلت عشر آيات من براءة علي النبيّ‌صلي الله عليه وآله دعا النبيّ‌صلي الله عليه وآله أبابكر فبعثه بها ليقرأها علي أهل مكة، ثم دعاني النبي‌صلي الله عليه وآله فقال لي: أدرك أبابكر. فحيث لقيتَه فَخُذ الكتاب منه، فأذهب به إلي أهل مكة فاقرأه عليهم.

فلحقته بالجحفة و أخذت الكتاب منه و رجع أبوبكر إلي النبيّ‌صلي الله عليه وآله فقال: يا رسول اللَّه! نزل فيّ شي‌ء؟ قال: لا ولكن جبريل جاءني فقال: لن يؤدّي عنك إلاّ أنت أو رجل منك»؛(80) «چون ده آيه از سوره برائت بر پيامبرصلي الله عليه وآله نازل شد حضرت ابابكر را خواست و او را با آن آيه‌ها فرستاد تا بر اهل مكه بخواند. سپس مرا خواست و فرمود: ابوبكر را درياب، و چون او را ملاقات كردي نامه را از او بگير و خودت آن را براي اهالي مكه ببر و براي آنان قرائت كن. حضرت علي‌عليه السلام مي‌فرمايد: من به دنبال ابوبكر رفته و او را در جحفه يافتم و نامه را از او گرفتم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه