بانک غدیر صفحه 2842

صفحه 2842

2 - اين‌كه مقصود از صادقين برخي از مؤمنين باشند. اين معنا صحيح است.

حال بايد به دنبال شناسايي اين عدّه باشيم و اين‌كه آنان داراي چه خصوصياتي اند تا با تمييز آن‌ها از غير، امتثال امر الهي كرده، با آن‌ها همراهي كنيم.

سؤالي كه قبل از هر چيز مطرح است اين‌كه: آيا مفاد آيه، مخصوص زمان نزول آن است و يا اين‌كه تا استمرار و بقاي دين اسلامي باقي است؟

در جواب مي‌گوييم: قول به اختصاص آيه به زمان نزول آن، مخالف حكمت خداوند و لطف و رحمت او به بندگان است؛ زيرا خداوندي كه پيامبرش را بعد از مدّت‌ها به سوي مردم فرستاده تا آنان را از ظلمات خارج كند، آيا صحيح است كه به حال خود رها كرده تا بار ديگر به تاريكي و جهالت بازگردند؟ جواب به طور حتم منفي است. نتيجه اين‌كه بايد در هر زماني افرادي «صادق علي الاطلاق» باشند كه امر به اطاعت آن‌ها علي الاطلاق شده باشد، تا با اقتدا و هدايت به دستوراتشان، به حقّ و حقيقت و سعادت نايل آييم. پس صادقين در آيه همان حاملين وحي و خلفاي رسول و امينان شرع و حاميان دين و ائمه هدايت و چراغ‌هاي هدايتند، كساني كه خداوند رجس و پليدي را از آنان دور كرده و از هر عيب و نقصي پاكشان نموده است. و اينان كساني غير از اهل بيت معصوم پيامبرعليهم السلام نيستند، كه آخر آن‌ها مهدي موعودعليه السلام است، و ما در اين زمان بايد همراه ايشان باشيم.

7 - آيه اولي الامر

خداوند متعال مي‌فرمايد: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»؛(38) «خدا و رسول و صاحبان امري كه از ميان خود شما است را اطاعت نماييد.»

از آيه فوق نيز به خوبي استفاده مي‌شود كه در هر عصر و زماني بايد امام معصومي در قيد حيات باشد تا او را اطاعت نماييم، اطاعتي كه همانند اطاعت از پيامبر بلكه اطاعت از خداوند است.

مقصود از «اولي الامر» در آيه فوق همان صاحبان شأن و حقّ امر و نهي است، كساني كه زمام امور مردم و اختيار آنان به دستشان است، كه همان ائمه معصومين‌عليهم السلام مي‌باشند. اين آيه از آنجا كه بر وجوب اطاعت به طور مطلق و بدون هيچ قيد و شرطي دلالت دارد، مستلزم عصمت اولي الامر است، وگرنه سر از تناقض در مي‌آورد؛ زيرا اطاعت خدا و رسول بدون هيچ قيد و شرطي واجب است، حال اگر اولي الامر معصوم نباشد و در برخي از امور به گناه يا اشتباه و سهو و نسيان بيفتد و در عين حال اطاعت او به طور مطلق واجب باشد، مستلزم تناقض در جعل حكم به وجوب اطاعت است، تناقض محال است، در نتيجه: بايد اولي الامر معصوم باشد. و از آن جا كه صاحب امر حقيقي اين امت كه شأن امر و نهي به دست او است به جهت مصالحي از ديدگاه مردم غايب است، بنابراين بايد معتقد به وجود امامي باشيم كه صاحب ولايت كليّه الهي و امر و نهي باشد، هر چند از ديدگان امّت غايب است.

از جمله كساني كه ما را در اين معنا راهنمايي نموده، فخر رازي مفسّر معروف اهل سنّت است. او مي‌گويد: «خداوند متعال در اين آيه امر به اطاعت اولي الأمر به طور جزم نموده است، و هر كس كه به طور جزم و قطع، امر به اطاعت او از جانب خداوند شده باشد بايد از خطا مصون باشد؛ زيرا در غير اين صورت، اگر با فرض اقدام بر خطا، باز خداوند ما را امر به متابعت نموده است، در نتيجه لازم مي‌آيد كه خداوند امر به فعل خطا كرده باشد. خطا از آن جهت كه خطاست، منهي عنه است. و اين منجرّ به اجتماع امر و نهي در فعل واحد به اعتبار واحد مي‌شود كه محال است. نتيجه اين‌كه: اولي الامر در آيه بايد معصوم باشد.» (39)

فخر رازي گرچه تا اينجا با ما موافقت نموده، ولي در ادامه راه از آنجا كه نمي‌خواهد آيه به نفع شيعه تمام شود به مخالفت پرداخته و ادّعا كرده كه مراد از اولي الامر در آيه اهل حلّ و عقد از بزرگان امّت است، كساني كه به مسائل و احكام اسلامي آگاهي كامل دارند، لذا اگر بر مسأله‌اي اجتماع كردند، نتيجه‌اي كه از اين اجتماع حاصل مي‌شود از هر عيب و نقصي مبرّا است. ما در بحث امامت خاصّه به ادلّه فخر رازي پرداخته و به آن‌ها پاسخ خواهيم داد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه