اميرالمؤمنين عليه السلام در تمام زندگي خود، خشتي بر خشت ننهاد ودر كاخي سكونت نكرد، بلكه تمام ناهمواريها وسختيها را به جان خريد تا مبادا نيازمند وبينوايي در دورترين نقطه تحت فرمانروايياش، از پا در آمده فقر باشد ونتواند وعدهاي غذا براي رفع گرسنگي وتجديد نيرو به دست آورد. حضرتش در اينباره فرموده است:
… ولعل بالحجاز أو اليمامة من لا طمع له في القرص، ولا عهد له بالشبع … ()؛ شايد در حجاز يا يمامه بينوايي باشد كه به يافتن قرص ناني اميد ندارد وهرگز مزه سيري را نچشيده باشد.
ميبينيم اميرالمؤمنين عليه السلام با احتمال وجود گرسنگاني در مناطق دور دست فرمانروايياش، شب را با شكم سير نميخفت وخود را از حد متوسط خوراك، پوشاك، مسكن وديگر نيازمنديهاي زندگي محروم ميكرد. به همين جهت، حتي دشمناني كه تمام فضايل او را انكار ميكردند، هيچ بهانهاي براي نكوهش او نداشتند().
اين شيوه حكومت، چگونه حكومت كردن را پيش روي حاكمان وفرمانروان قرار داده، حاكمان اسلامي را با مسئوليتشان در قبال گرفتاريها ودغدغههاي مردم تحت حاكميت آنان، آشنا كرده، از آنان ميخواهد، دامنه عدالت را بگسترانند، با مردمِ دردمند همدردي كنند وبكوشند رفاه وزندگي شرافتمندانه براي آنان فراهم آورند.
وانگهي صرف احتمال وجود گرسنگاني در دورترين نقطه دولت اسلامي از نظر اميرالمؤمنين عليه السلام مسئوليتي بس بزرگ وداراي تبعات است واز همينرو آن حضرت با چنان لحني سخن ميگويد كه گويي ميخواهد ضرورت همساني در معيشت ومشاركت در سختيهاي زندگي ضعيفان جامعه را به حاكمان يادآوري كند. افراد خاندان رسالت كه درود خدا بر آنان باد هماره جانب احتياط را رعايت ميكردند تا مبادا از همدردي عملي با مردم ضعيف ونيازمند جامعه غافل ودور بمانند.
پر واضح است كه چنين سيرهاي، شكوه وعظمت غدير را بيش از پيش بر همگان آشكار وارزشها وآموزههاي بلند غدير را جلوه گر ميكند؛ ارزشها وآموزههايي كه سعادت جامعه در قالب افراد، گروهها وفرمانروايان وزيردستان را تأمين ميكند وتوازن طبيعي را ميان نيازهاي مادي ومعنوي بشر پديد ميآورد. در اينباره آمده است:
مردي وارد كوفه شد وسراغ خانه اميرالمؤمنين عليه السلام را گرفت. چون با حضرتش ديدار كرد، خانهاش را تهي از وسايل زندگي ديد، علت آن را پرسيد، حضرت در پاسخ فرمود: آن را به سراي ديگر فرستادم.
آن مرد پس از خارج شدن از خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در جستجوي خانه دوم حضرت برآمد وهمگان به او گفتند: خانه ديگري از او سراغ نداريم.
در آن هنگام مرد غريب دريافت كه منظور امام از سراي ديگر، سراي آخرت است.