بانک غدیر صفحه 2944

صفحه 2944

در آن سه اتاق مورد اشاره اميرالمؤمنين عليه السلام، جنگ افروزان جمل، پنهان شده بودند وعلي رغم اين‌كه عايشه، عليه امام عليه السلام به تحريك وگردآوري نيرو پرداخت وسرانجام جنگي را بر حضرت تحميل كرد وخود وسپاهيانش شكست خورده، ميدان جنگ را ترك گفتند وديگر باره گرد آمدند، اما اميرالمؤمنين عليه السلام تنها به سرزنش ونكوهش عايشه بسنده كرده، سپس دستور داد عايشه را به مدينه باز گردانند. همچنين حضرتش دستور منع تعقيب سران سپاه دشمن را صادر واز هر گونه تعرضي چون: اعدام، زندان، تبعيد و … نسبت به آنان پرهيز نمود.

بي ترديد نمي‌توان چنين تعاملي را با دشمن، در تمام عمر بشريت يافت وامروزه نيز در جهان، به ويژه در كشورهاي مدعي آزادي ورعايت حقوق بشر، برخوردي اين گونه مشاهده نمي‌شود، چرا كه اگر در جنگ‌هاي باطل وتوسعه طلبانه‌شان پيروز شوند، سران مخالفان خود را دستگير وزنداني كرده، يا اين‌كه آنان را جنايتكار جنگي، خائن وتوطئه گر خوانده ودادگاه‌هاي ويژه براي آنان تشكيل مي‌دهند وبسا كه آنان را اعدام مي‌كنند.

از همين روست كه مي‌گوييم: اگر پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و اله وتمام سي سال منتهي به واپسين روز حيات اميرالمؤمنين عليه السلام حكومت در دست آن حضرت مي‌بود، به يقين جهانيان تا به امروز وتا فرمان فرجامين خداوند، از نعمت‌ها ومواهب الهي برخوردار مي‌بودند وشاهد اين همه گرفتاري وسختي وتنگنايي كه تا عصر ظهور همچنان گريبانگير جهانيان است نبودند.

خوارج، پديده صفين

اميرالمؤمنين عليه السلام كه به اجبار تن به جنگ صفين داد وهزاران تن از دو سپاه كشته شدند وامام عليه السلام در آستانه پيروزي قرار گرفت. سپاه دشمن به منظور برهم زدن معادله وتغيير نتيجه جنگ به سود خود، نيرنگ به كار بسته، قرآن‌هايي بر سر نيزه كرد. اين نيرنگ كارگر افتاد وجمع فراواني از كساني‌كه در سپاه اميرالمؤمنين عليه السلام بودند از او خواستند جنگ را متوقف كند وتهديد كردند كه اگر دست از جنگ نكشد حضرت را خواهند كُشت وهمچنان كه جنگ صفين بر امام عليه السلام تحميل شده بود، اين بار نيز ناچار از مالك اشتر خواست تا جنگ را متوقف كند. آن گاه آنان حضرت را به پذيرش حكميت وا داشتند، اما پس از مدتي، خود بر حضرتش ايراد گرفتند كه چرا تن به حكميت داده است!

وپس از اين اعتراض، شعار «لا حكم إلاّ لله؛ حكم وفرمانروايي تنها از آن خداست» سر دادند والبته چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام در اين‌باره فرمود: «سخن حقي بود كه از آن، اراده باطل مي‌كردند» ().

خوارج وبه تعبير ديگر مارقين (از دين برگشتگان) به همين اندازه بسنده نكرده، حتي در يك روز جمعه كه در مسجد با حضرتش روبه‌رو شدند بي‌پروا وبي شرمانه، رو در روي شخص اولِ بزرگ‌ترين وقدرتمندترين وگسترده‌ترين دولت ومملكت در روي زمين، شعار «لا حكم إلاّ لله» سر دادند. آنان در حالي چنين شعاري را سر مي‌دادند كه كاملا آگاه بودند رسول خدا صلي الله عليه و اله درباره اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده بود:

علي مع الحق والحق مع علي()؛ علي با حق است وحق، با علي.

اميرالمؤمنين عليه السلام كه با چنان تعبيري از سوي پيامبر صلي الله عليه و اله معرفي شده واز چنان قدرتي برخوردار بود ومي‌توانست آنان را مورد پيگرد قرار داده ومجازات نمايد، اما چنين نكرد، بلكه به سرداران سپاه خود نيز اجازه نداد تا آنان را از برخوردشان باز دارند وحتي يك تن از آنان را به دست قضا وزندان نسپرد. يعني اميرالمؤمنين عليه السلام حتي پيروان باطل را از اظهار نظر وعقيده باز نداشت. بالاتر از اين، امام نه تنها خود، خوارج را منافق نخواند، بلكه اجازه نداد كسي آنان را كه عليه حضرتش ورودرروي آن حضرت شعار سر دادند منافق بخوانند()، در حالي‌كه خوارج، خود بارزترين مصداق نفاق بودند، چرا كه پيامبر صلي الله عليه و اله درباره اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده بود:

يا علي، لايُحبُّك إلاّ مؤمن ولا يبغضك إلاّ منافق أو كافر()؛ اي علي، تنها مؤمنان تو را دوست دارند وفقط منافقان وكافران با تو دشمني مي‌ورزند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه