بانک غدیر صفحه 3069

صفحه 3069

نخستين كسي كه اين شايعه را پراكنده كرد كه پيامبرصلي الله عليه وآله به كسي وصيت نكرده، عايشه بود. او مي‌گويد: «پيامبرصلي الله عليه وآله در حالي كه سرش بر دامان من بود از دنيا رفت و به كسي وصيّت ننمود».(81)

ابوبكر نيز هنگام وفاتش مي‌گفت: «دوست داشتم كه از رسول خداصلي الله عليه وآله سؤال مي‌كردم كه امر خلافت در شأن كيست تا كسي در آن نزاع نكند».(82)

در جايي ديگر نيز مي‌گويد: «پيامبرصلي الله عليه وآله مردم را به حال خود گذاشت تا براي خود آن چه مصلحت شان در آن است انتخاب كنند».(83)

عمر بن خطاب نيز در جواب فرزندش كه از او خواسته بود تا مردم را مانند گله‌اي بدون چوپان رها نكند، گفت: «اگر جانشين براي خود معين نكنم، به رسول خداصلي الله عليه وآله اقتدا كرده‌ام و اگر خليفه معيّن كنم به ابوبكر اقتدا نموده‌ام».(84)

اشكالات راه اول‌

اين احتمال كه پيامبرصلي الله عليه وآله هيچ گونه احساس وظيفه‌اي نسبت به جانشيني بعد از خود نمي‌كرده اشكالاتي دارد كه در ذيل به آن اشاره مي‌كنيم:

1 - نتيجه اين احتمال، اهمال يكي از ضروريات اسلام و مسلمين است. ما معتقديم كه اسلام دين جامعي است كه در تمام ابعاد زندگي انسان دستورات كاملي دارد كه مي‌تواند سعادت آفرين باشد، حال چگونه ممكن است پيامبر اسلام‌صلي الله عليه وآله نسبت به اين وظيفه مهمّ (جانشيني) بي توجه باشد!

2 - اين احتمال، خلاف سيره رسول خداصلي الله عليه وآله است. كساني كه توجهي به تاريخ پيامبر دارند مي‌دانند كه چه مقدار آن حضرت در طول بيست و سه سال براي گسترش اسلام و عزت مسلمين كوشش نموده است. او كسي بود كه حتّي در مرض موتش لشكري را براي حفظ حدود و مرزهاي اسلامي تجهيز كرده و خود تا بيرون شهر آنان را در حالي كه بيمار بود، بدرقه نمود.

او كسي بود كه براي حفظ مسلمين از اختلاف و ضلالت، دستور داد: كاغذ و قلمي آماده كنند تا وصيتي كند كه مردم با عمل كردن به آن گمراه نشوند.

او كسي بود كه هر گاه به خاطر جنگ از مدينه بيرون مي‌رفت كسي را به جاي خود نصب مي‌كرد تا امور مردم را ساماندهي كند؛ مثلاً:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه