بانک غدیر صفحه 3327

صفحه 3327

در اين سفر گروه‌هاي مهاجر و انصار و جمعيّت انبوهي از مردم مدينه و قبايل اطراف آن، حضرتش را همراهي مي‌كردند. در بين راه در مناطق مختلف، كاروان‌ها و گروه‌هاي كوچك و بزرگ، منزل به منزل به تدريج به كاروان پيامبر ملحق مي‌شدند. هرچه به مكّه نزديك‌تر مي‌شدند، جمعيّت زائران خانه خدا افزايش مي‌يافت. منظره باشكوهي به وجود آمده بود. همه از اين كه اين توفيق نصيبشان شده بود تا در ركاب رسول خدا و همراه با ايشان عازم سفر حجّ بشوند، خوشحال و شادمان بودند. هرچه زمان مي‌گذشت، جمعيّت بيشتر مي‌شد و شور و نشاط مردم فزوني مي‌يافت.

حضرت علي‌عليه السلام كه از طرف رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم براي تبليغ اسلام به يمن رفته بود، پس از اين كه از حركت به قصد حجّ و زيارت خانه خدا باخبر شد، با دوازده هزار نفر عازم مكّه شد.(4)

امسال بيابان حجاز جمعيّت فراوان و باشكوهي را در خود مي‌بيند كه همه با اشتياق تمام به سوي مكّه در حركت‌اند. وقتي كاروان به «ذي الحليفه» منطقه‌اي كه مسجد شجره هم در آنجا قرار داد، رسيدند، پيامبر شب را در آنجا اقامت گزيد و صبح خيلي زود به طرف مسجد شجره حركت كردند و در آنجا به همه دستور داد با دو قطعه پارچه سفيدي كه از قبل همراه داشتند احرام ببندند. هنگام بستن احرام، طنين پر شور «لبيك... اللّهمّ لبيك» از بيابان‌هاي مكّه به گوش مي‌رسيد. اينك زائران خانه خدا، همه با لباس‌هاي سفيد و يك شكل و يك نواخت نيت حجّ نمودند و به سوي مكّه حركت كردند در صحراي حجاز منظره شگفت‌آوري به وجود آورده بودند. خيل جمعيّت سفيدپوش مردم براي يك لحظه، صحنه رستاخير و صحراي محشر را در ذهن‌ها مجسم مي‌كرد.

ورود به خانه محبوب‌

انبوه مردم در قالب كاروان همچنان در حال حركت بودند و هرگاه به روستا يا جمعيتي مي‌رسيدند و يا از نقطه بلند و يا دره‌اي عبور مي‌كردند، فرياد: «لبيك اللّهمّ لبيك» آنان بلند مي‌شد و شور و هيجاني در دل‌ها ايجاد مي‌كرد؛ به طوري كه اين وحدت و همدلي و احساس روح جمعي و ياد خدا سبب گرديد تا جمعيّت، همين كه به نزديك مكّه رسيدند فرياد لبيك آنان فضاي شهر مكّه را تحت تأثير ورود خودشان قرار دهد. وقتي كه ديوارهاي مسجدالحرام را از دور مشاهده كردند ناخودآگاه قطرات اشك در چشمانشان حلقه زد و همگي صداي تكبير خودشان را بلند و بلندتر كردند. روز چهارم ذي حجه بود كه وارد مكّه شدند. پيامبر از همان جا بي‌درنگ به قصد زيارت خانه خدا از در «بني شيبه» وارد مسجدالحرام گرديد؛ در حالي كه جمعيّت او را همراهي مي‌كرد، خدا را حمد و ثنا مي‌گفت و بر ابراهيم خليل درود مي‌فرستاد. كاروان‌ها به تدريج به دنبال حضرت وارد مسجدالحرام شدند. در حالي كه همه احرام سفيد به تن داشتند يك دل و يك صدا همراه رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم اللَّه اكبر گفتند و هم زمان هفت بار به طواف خانه كعبه مشغول شدند و دور خانه خدا چرخيده و اين عمل را همانند رسول بزرگوار اسلام انجام دادند.

صحنه با شكوه و فراموش نشدني بود. جمعيّت، پيامبر را همچون نگين انگشتري در ميان گرفته بودند. پيامبر در حال تكبير گفتن، قطرات اشك از چشمانش همانند مرواريدي شفاف روي گونه مباركش مي‌غلطيد.

پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم پس از طواف، براي اداي نماز طواف پشت مقام ابراهيم قرار گرفت و دو ركعت نماز خواند. وقتي از نماز فارغ گرديد، شروع نمود به سعي ميان صفا و مروه. آن گاه رو به جمعيّت كرد و فرمود: كساني كه همراه خود قرباني نياورده‌اند بايد از احرام خارج شوند و با انجام «تقصير»(5) ديگر تمام محرمات احرام براي آنان حلال باقي بمانند تا زماني كه به منا رسيدند، قرباني خود را سر ببرند.(6)

در فاصله بين انجام مراسم عمره و حج، پيامبر راضي نبود كه در خانه كسي بماند؛ از اين رو، دستور داد تا خيمه‌اي در بيرون از مكّه برپا كردند و در آنجا رحل اقامت گزيد.(7)

حركت به سوي شناخت‌

روز هشتم ذي حجه فرار رسيد، زائران خانه خدا همان روز از مكّه به سوي عرفات حركت كردند و پيامبر نيز بر شتر خود سوار شد و راه عرفات را در پيش گرفتند و در نقطه‌اي به نام «نَمَره» كه خيمه‌اي براي حضرت زده بودند، فرود آمدند. در آنجا اجتماع باشكوهي از جمعيّت مسلمانان گرد آمده بود. پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم نماز ظهر و عصر را در سرزمين عرفات همراه با ده‌ها هزار نفر از جمعيّت زائران به جا آوردند. پس از اتمام فريضه نماز براي نمازگزاران خطبه‌اي ايراد كردند كه در آن، مردم را موعظه نمودند. آن‌گاه پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم با گفتن سه تكبير به سخنان خود پايان دادند.(8)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه