بانک غدیر صفحه 3328

صفحه 3328

پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم تا غروب روز نهم در عرفه توقف نمودند. هنگامي كه خورشيد كاملاً در افق پنهان گشت و هوا كمي تاريك شد بر شتر خود سوار شدند و پيشاپيش جمعيّت به طرف مشعر حركت كردند. بخشي از شب را در «مزدلفه» گذراندند و به محض طلوع فجر صادق؛ يعني در روز دهم، رهسپار «منا» شدند. سپس «رمي جمره» و ذبح قرباني و «تقصير» را انجام داده و براي به جا آوردن بقيه مراسم حجّ عازم مكّه گرديدند و به اين ترتيب مناسك حجّ تمتع را به مردم آموزش دادند. مراسم حجّ به پايان رسيد و مسلمانان براي اولين بار اعمال و مناسك حجّ را از رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم آموختند.

پس از انجام مراسم، پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم پياده همراه جمعيّت به طرف «مسجد خيف» حركت كرد.(9) رسول اكرم‌صلي الله عليه وآله وسلم از اين كه توانسته بود فريضه حجّ را انجام دهد و مسلمانان را با آن آشنا سازد و به فرمان خدا جامه عمل بپوشاند خوشحال بود. انبوه جمعيّت همچنان در حركت بود. پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم شادمان بود و احساس آرامش مي‌كرد و گاه و بي‌گاه چهره پر فروغ رهبر مسلمانان را هاله‌اي از غم فرا مي‌گرفت و به فكر فرو مي‌رفت و شادي را در كامش ناگوار مي‌ساخت. چرا كه او به فكر عهد و وظيفه ديگري بود كه؛ در بدو حركتش به سوي مكّه، جبرئيل يادآور شده بود و آن؛ جانشيني بعد از خودش بود. به آن فكر مي‌كرد و همراه جمعيّت، باشكوه و وقار تمام، پياده راه خود را به طرف «مسجد خيف» ادامه مي‌داد. پيامبر همواره مي‌انديشيد و بيمناك بود كه مبادا پس از رحلتش در بين جامعه اسلامي تفرّقه ايجاد شود و وحدت امّت اسلامي از هم بگسلد و متفرق شوند و روح برادري و اخوّت از ميانشان رخت بربندد و دوباره تعصبات قبيلگي و جاهليّت گريبان‌گير مردم شود. پيامبر خوب مي‌دانست كه امّت اسلامي به رهبر و امامي عادل و عالم نياز دارد كه اگر بعد از او زمام امور جامعه، ولايت امّت را به دست نگيرد، تمام زحمت گرانبهاي چندين ساله‌اش به هدر خواهد رفت. چرا كه منافقان داخلي و دشمنان خارجي همواره درصدد فرصت بودند تا مردم را به مسير باطل و جاهليّت گذشته بكشانند. منافع زورگويان و اشراف را كه در سايه شرك و جهل و بت‌پرستي مردم تأمين مي‌شد، دوباره زنده كند.

از طرفي چگونه مي‌توان تصوّر كرد كه چنين رهبر دلسوز و آگاه و مهرباني نگران آينده جامعه اسلامي نباشد و اين كه زمام امور خلافت و رهبري جهان بزرگ اسلام كه نوبنياد است و به صورت نهالي نو رسته و تازه شكوفه كرده است به دست حوادث بسپارد؟ آيا مي‌توان باور كرد كه چنين رهبر دلسوزي به اين مسئله نينديشد و درباره آن دورانديشي نكرده باشد؟ آيا عقل چنين حكم مي‌كند؟ آيا شرع چنين اقتضايي دارد؟ آيا ممكن است خداوند رسالت رسول خدا را ناتمام بگذارد و پس از آن جامعه و امّت اسلامي را به حال خود رها كند؟ و براي هدايت و رهبري امّت بعد از پيامبر سكوت كند؟

پيامبر همواره با خود مي‌انديشيد و موانعي را در كار مي‌ديد. او مي‌دانست كه رهبري امّت بعد از خودش شايسته كيست و لباس خلافت به قامت رساي چه كسي برازنده است؟

او خوب مي‌دانست كه بايد كسي عهده‌دار اين مسؤوليت بزرگ شود كه از آغاز زندگي لحظه‌اي عقايد و افكارش به شرك و ظلم آلوده نشده باشد. او بايد كسي باشد كه در دامن وحي پرورده شده و در ايمان آوردن به اسلام، گوي سبقت را از همه ربوده باشد. براي پيشبرد دين و جهاد و در راه خدا، پيش قدم بوده و در نبردها سربازي شجاع و فداكار، كه از علم و دانش و تقوا سرآمد مهاجر و انصار باشد و در قضاوت، شخصي بي‌نظير. در نبردها هرگز از دشمن نهراسد و در جهاد اكبر، نفس خود را مهار كند و هوا و هوس وي را فريب ندهد.

پيامبر در اين فكر بود و همراه جمعيّت همچنان آرام و با وقار حركت مي‌كرد. هنوز چند قدمي باقي مانده بود تا به «مسجد خيف» برسند كه ناگهان فرود جبرئيل را احساس كرد. پيامبر از مردم فاصله گرفت. جبرئيل به سخن آمد، پيامبر خوشحال شد.

جبرئيل:

اي محمّد خداوند تو را سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: اي رسول من، هنگام رحلت تو فرا رسيده است و كسي را از اين كوچ گريزي نيست. پس به عهدهاي خود وفا كن و وصايا و سفارش‌هاي خود را با امّت، در ميان بگذار آنچه از ميراث انبياء نزد تو هست؛ از علوم، نشانه‌ها، سلاح و ... همه را به وصي و جانشين بعد از خود تسليم كن كه او حجّت من و وليّ من پس از تو خواهد بود، مردم را از اين امر آگاه كن و عهد و ميثاق مردم را با او محكم گردان و براي او از مردم بيعت بگير ... .(10)

پيامبر در حالي كه با دقت به سخنان جبرئيل گوش مي‌كرد رو به او نمود و فرمود:

جبرئيل! من از منافقين هراس دارم، نه براي خودم كه براي مردم و آينده آنان... مي‌ترسم كه پس از من امّت دچار تفرقه شوند و از دين خدا خارج شوند و به دوران شرك و جاهليّت برگردند. من كينه اين گروه به ظاهر مسلمان را نسبت به او مي‌شناسم و شدت دشمني‌شان را نسبت به او احساس مي‌كنم. مگر اين كه پروردگار او را از شر و دسيسه دشمن محفوظ بدارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه