بانک غدیر صفحه 3329

صفحه 3329

پيامبر ادامه داد:

اي جبرئيل از خدا بخواه كه اين مصونيت را عنايت كند.

پيامبر سخنش تمام مي‌شود و به طرف جمعيّت مي‌رود، اصحاب به او نزديك مي‌شوند، احساس مي‌كنند قطرات عرق روي گونه مباركش نشسته است. براي او آب مي‌آوردند او كمي مي‌نوشد و سپس وضو مي‌گيرد. انبوه جمعيّت به همراه پيامبر وارد مسجد خيف مي‌شوند و نماز مي‌گذارند.

بازگشت‌

پيامبر بر مي‌خيزند و آماده حركت مي‌شوند و تصميم مي‌گيرند تا مكّه را به قصد مدينه ترك نمايند. فرمان حركت صادر مي‌شود. كاروان‌ها آماده حركت مي‌شوند. پيامبر هنوز به مركب خويش سوار نشده است كه بار ديگر پيك وحي، سر مي‌رسد. پيامبر لحظه‌اي بر سكوي مسجد مي‌نشيند. مردم متوجّه نشستن حضرت مي‌شوند. اصحاب نيز از مركب‌هاي خود پياده مي‌شوند؛ ولي به پيامبر نزديك نمي‌شوند. جبرئيل مي‌خواهد چيزي بگويد: پيامبر خودش را آماده شنيدن وحي مي‌كند، جبرئيل صدا مي‌زند:

اي محمّد! پروردگارت به تو سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: پيام مرا به مردم ابلاغ مي‌كنم و به آنان بگو كه او پس از تو وليّ و امام اين امّت است. بگو كه: هركس ولايت او را به رسميّت بشناسد، مؤمن است و كسي كه ولايت او را انكار كند، كافر است. اي محمّد به مردم بگو كه اطاعت از او اطاعت از تو و اطاعت از خدا است و سرپيچي از فرمان او نافرماني خدا. بگو كه مؤمنان به او بهشتي‌اند و كافران به او دوزخي.(11)

براي چند لحظه جبرئيل ساكت شد. پيامبر پرسيد:

اي جبرئيل! بگو ببينم: آيا خداوند عزيز درباره درخواست من از برخورد با دشمنان و منافقان، پيامي نفرستاد؟

جبرئيل:

نه بردارم! هنوز خداوند متعال در اين باره پيامي نداده است.(12)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه