بانک غدیر صفحه 3337

صفحه 3337

يك نفر از داخل جمعيّت با صداي بلند پرسيد: يا رسول اللَّه! مقصود از دو چيز گرانبها چيست؟

پيامبر پاسخ مي‌دهند:

يكي «ثقل اكبر» كه كتاب خدا و از طرف او است و در دست شماست. به آن چنگ بزنيد تا گمراه نشويد و ديگر «ثقل اصغر» كه عترت و اهل بيت من‌اند. خدايم به من خبر داده كه اين دو يادگار من تا روز رستاخيز از هم جدا نمي‌شوند(21) هان اي مردم! از كتاب خدا و عترت من پيشي نگيريد و يا از آن عقب نمانيد و در عمل به هر دو كوتاهي نكنيد كه هلاك مي‌شويد.

پيامبر رو به جمعيّت نيز ادامه دادند:

اي مردم! به من بگوييد كه سزاوارترين مردم نسبت به خودشان كيست؟(22)

همه مردم يك صدا فرياد برآوردند: اي فرستاده خدا، خدا و پيامبرش بهتر مي‌داند. آن گاه پيامبر دست حضرت علي‌عليه السلام را بالا برد تا جايي كه سفيدي زير بغل او بر همه نمايان شد و همه علي را در كنار پيامبر ديدند و او را خوب شناختند و دريافتند كه مقصود از اين اجتماع مسئله خلافت علي‌عليه السلام است، دوباره سر و صدا بالا گرفت و جنب و جوشي در بين مردم برخاست همه از دور و نزديك بلند مي‌شدند تا علي‌عليه السلام را بهتر ببينند. همه او را به يكديگر نشان مي‌دادند، عدّه‌اي در عين اين كه به علي‌عليه السلام اشاره مي‌كردند به هم ديگر مي‌گفتند: به خدا سوگند كه اين همان فاتح خيبر است. گروه ديگر مي‌گفتند: سوگند به خدا كه اين همان كسي است كه از طرف پيامبر به مكّه اعزام شد و تنها او بود كه سوره برائت را مقابل مشركان در خانه خدا قرائت كرد. عدّه‌اي ديگر نيز مي‌گفتند: واللَّه او همان است كه در جنگ خندق قهرمان يكه تاز عرب «عمر بن عبدود» را به خاك سياه نشاند. هركسي براي اثبات فضايل و برتري‌هاي علي‌عليه السلام سخني و خاطره‌اي را نقل مي‌كرد. سلمان، ابوذر، عمار و مقداد در دل‌هايشان ابراز خوشحالي و شعف مي‌كنند. امّا هيجان‌هاي تلخ در پشت چهره‌هاي عبوس گروه منافقين نيز به چشم مي‌خورد، كساني كه پيامبر آنها را بهتر از خودشان مي‌شناسد. منافقان نيز نزديك‌ترين كساني بودند كه در برابر پيامبر نشسته بودند و در صفحه عقيده‌شان هيچ نقطه مشتركي با او نداشتند ... .

پيامبر با صداي بلند فرمود:

اي مردم! آنچه كه من از طرف خدا مأمورم، اين است؛ به خدا سوگند غير از اين مرد كه هم اكنون دست او را بالا برده‌ام هرگز كسي نمي‌تواند دستورات قرآن را براي شما به روشني تفسير و بيان كند. اينك مردي را كه بازوي او را گرفته‌ام به شما معرفي مي‌كنم و اعلام مي‌كنم؛

پيامبر بازوي علي را تا آنجا بالا برد كه مردم همه او را ديدند؛ در اين هنگام پاهاي علي‌عليه السلام در مقابل زانوي پيامبر قرار گرفت. بركه غدير يكپارچه در سكوت بود. در اين هنگام رسول خدا با صداي رسا ادامه داد:

اي مردم! هركسي را، من مولا و سرپرست او هستم، علي هم مولا و رهبر اوست.(23)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه