بانک غدیر صفحه 3462

صفحه 3462

دوران جاهليِ پيش از مبعوث شدن حضرت محمد مصطفيصلي الله عليه السلام به پيامبري، آكنده از جنگ، خونريزي، غارت و … بود. انسان‌ها بر اساس موقعيت اجتماعي، اقتصادي و روابط قبيله اي به تناسب، از احترام خاصي برخوردار بودند. زنان به صورت كالا در ميان آنان دست به دست مي‌گشتند و دختركان تنها به جرم دختر بودن، زنده به گور مي‌شدند. يك نزاع كوچك گاهي جنگي خردكنندة شصت ساله در پي مي‌آورد و جان هزاران انسان را مي‌گرفت. طبقة ضعيف جامعه، اسير بيگاري طبقة برتر بود و هيچ حقي نداشت. نژاد، شمار افراد، موقعيت قبيله و نيز ثروت، وسيلة تفاخر مردم دوران جاهلي بود و انسان هاي بي گناه به سبب ناداني و خودخواهي فرادستان، به پاي بت‌ها قرباني مي‌شدند تا خدايگان آنها خشنود شوند؛ خدايگاني كه از سنگ، چوب، خرما و گاهي نيز از طلا و نقره به دست همان جماعت جاهل ساخته مي‌شد.

پيامبر خاتم

از درون چنين تاريكخانه اي، انساني كامل به پيامبري مبعوث شد تا ديو پليد ستم، تجاوز به حقوق افراد، سفاكي و … را از جامعه براند و آن را با زيور اسلام، دين آسان گير و آسماني بيارايد. او كه در ميان مردمش به «امين» شهره بود و جز خوبي از او نديده بودند و او را هماره راه گشاي خويش مي‌دانستند، با آشكار كردن دعوت به يكتاپرستي، آماج آزار همان مردم قرار گرفت و ديوانه، جادوگر، دروغ پرداز و … خوانده شد. او را به سنگ كين مي‌زدند، خاكستر بر سر مباركش مي‌افشاندند و …، امّا با تمام اين احوال صبوري ورزيد، چرا كه خدايش او را «داراي خُلق والا» خوانده بوده. آن بزرگوار طي 23 سال فعاليت، جامعه اي پديد آورد كه همان دشمنان ديروز اكنون چون برادر در كنار يكديگر با صفا مي‌زيستند و حكومتي تأسيس نمود كه مانندي نداشت، امّا بودند كساني كه همچنان بر رسوم جاهلي پايورزي مي‌كردند و هر زمان كه فرصتي دست مي‌داد گوهر ناپاك خود را بروز مي‌دادند. همين افراد براي از ميان برداشتن پيامبرصلي الله عليه السلام و نابودي دين نوپاي اسلام مذبوحانه تا كشتن پيامبرصلي الله عليه السلام پيش رفتند، ولي ارادة حضرت حق، بر آن تعلق نگرفته بود وسرانجام اسلام پابرجا شد و همه دنيا را با وجود خود نوراني و كام مردم حقيقت جو را شيرين كرد.

مصادره غدير

تنها هفتاد روز پس از ابلاغ منشور امامت و ولايت از سوي پيامبرصلي الله عليه السلام، آن حضرت دعوت حق را لبيك گفته، و به ديدار خدا شتافتند. اينك وقت آن رسيده بود تا آنچه دربارة اميرمؤمنان عليعليه السلام به مردم رسانده بودند عملي شود. آنان كه ديروز و در جمع غديريان با اميرالمؤمنين عليعليه السلام به عنوان امام و جانشين پيامبر بيعت كرده، اين منصب را به او تبريك گفته و ولايت او را پذيرفته بودند، تغيير ماهيت داده و با تفاصيلي كه در منابع تاريخيِ تمام فرقه هاي اسلامي آمده است، امام به حق را كناري زده، خود، خلافت پيامبرصلي الله عليه السلام را تصاحب كردند. آنان خوب مي‌دانستند كه اميرمؤمنان عليعليه السلام از تمام صحابه برتر و به پيامبرصلي الله عليه السلام نزديك تر و در حقيقت رازدار آن حضرت و ترجمان واقعي قرآن و سنت رسول خداست. بايد ديد كه اينان به چه انگيزه اي اين تخريب بزرگ تاريخي را مرتكب شدند.

«عثمان بن سعيد» و «حسين بن روح» دو تن از ياران امام حسن عسكريعليه السلام و دو نايب خاص امام زمانK بودند. هر دو نقل كرده اند كه امام حسن عسكريعليه السلام فرمودند: «پدرم امام هاديعليه السلام از سوي حاكم وقت، متوكل عباسي از مدينه به سامرا احضار شد. آن حضرت در مسير خود به سامرا به نجف اشرف رسيد و به منظور زيارت جدّ گراميش كنار مرقد مطهر اميرالمؤمنينعليه السلام حضور يافت و زيارتي خواند كه به «زيارت اميرالمؤمنينعليه السلام در روز غدير» مشهور است. در بخشي از اين زيارت آمده است:

« … وحال بينك و بين مواهب الله لك …؛ ميان شما و مواهبي كه خدا براي شما مقرّر فرموده است، حايل و مانع شد».

اين عبارت تنها در زيارت اميرالمؤمنينعليه السلام آمده است و بي ترديد امام هاديعليه السلام در اين عبارت به كساني اشاره داشتند كه پس از شهادت پيامبرصلي الله عليه السلام از رسيدن موهبت الهي به دست حضرت اميرمؤمنان عليعليه السلام ممانعت كردند. بايد توجّه داشت كه خداي جلّ وعلا مواهب زيادي چون: علم بي كران، عصمت، مقام امامت و جايگاه و منزلت والا نزد خود به اميرالمؤمنين عليعليه السلام داد. حال اين پرسش پيش مي‌آيد كه چرا پيمان شكنان اين مواهب را از امامعليه السلام دريغ داشتند؟ يقيناً اين مواهب چيزي نبود كه بتوان آنها را از امامعليه السلام دريغ نمود يا حضرتش را از داشتن آنها بازداشت.

بنابراين آنچه مورد توجّه امام هاديعليه السلام بود و در زيارت اميرالمؤمنين عليعليه السلام بدان اشاره فرمودند، حق آن حضرت براي ادارة حكومت بود؛ همان چيزي كه خداي عزّ وجل در روز غدير خم به وسيلة رسولش به همگان ابلاغ كرد و مردم نيز با بيعت خود آن را پذيرفتند، امّا حضرتعليه السلام به مدت 25 سال پس از پيامبرصلي الله عليه السلام با توطئه پيمان شكنان از ادارة حكومت دور ماندند. نتيجة اين اقدام، محروم نگاه داشتن مردم از امير و حاكمي لايق بود كه مي‌توانست حكومت پيامبرصلي الله عليه السلام را با تمام عدالت خواهي و مردم داري اش استمرار بخشيده و دامنة آن را آن سان كه مورد رضايت خداي عزّ وجل و آرامش خاطر همگان بود بگستراند. بنا به شواهد تاريخي، دورانِ تقريباً پنج سالة حكومت اميرالمؤمنينعليه السلام كه تبلور همه خوبي هاست عظمت اهداف غدير را آشكار كرده و به حق اين روز را عيدي بزرگ و باعظمت براي مسلمانان و حتي بشريت گردانده است، ولي غدير و صاحب شايستة غدير هر دو مورد جفاي تاريخ قرار گرفتند، در عين حال اين روز همچنان با عظمت و شكوه است.

پيامدهاي غصب خلافت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه