بانک غدیر صفحه 3524

صفحه 3524

ابوالفرج در مقاتل الطالبين مي‌نويسد: «روش امين در برابر اولاد علي بن ابي طالب‌عليه السلام بر خلاف گذشتگان بود. علت آن اين بود كه او به فكر خوشگذراني و تهيه وسايل آن بود و پس از آن در بحران جنگ خود با مأمون قرار گرفت، تا اين‌كه كشته شد».

مأمون برادر خود را كشت و قدرت سياسي را به دست آورد و حدود بيست سال (218 - 198 ه ق) حكومت كرد.

در زمان مأمون، تشيع در اكثر شهرهاي اسلامي نفوذ كرد و اثر آن در دربار مأمون نيز ظاهر شد، چنان كه فضل بن سهل ذوالرياستين، وزير مأمون و طاهربن الحسن خزاعي فرمانده ارتش وي شيعه بودند.

مأمون وقتي كثرت شيعه را ديد، مي‌دانست كه حضرت رضاعليه السلام مورد توجّه و محبوب مردم است و مردم از پدر او (هارون) ناراضي هستند و نسبت به حكومت‌هاي قبلي بني عباس اظهار دشمني مي‌كنند، ظاهراً روش تفاهم و دوستي با علويان را برگزيد و بدين ترتيب افكار عمومي را متوجه خود ساخت، لذا از دَرِ نفاق و ريا اظهار تشيع نموده، از خلافت، حقانيت، و برتري حضرت علي‌عليه السلام بر ابوبكر و عمر دفاع مي‌كرد، و حتي مسأله واگذاري خلافت و سپس ولايتعهدي را مطرح نمود، ولي در حقيقت او هدفي جز حفظ قدرت و تثبيت موقعيت خود نداشت، و سرانجام نيز امام رضاعليه السلام را به وسيله زهر مسموم ساخت. ولي در هر حال همين ملايمت و نرمش ظاهري، موجب فراهم شدن زمينه نسبتاً مناسبي براي ترويج و نشر عقايد شيعه گرديد.

عامل مؤثّر ديگري نيز در اين باره وجود داشت، و آن گسترش و افزايش ترجمه كتب فلسفي و علمي بسيار از زبان يوناني و سرياني و غير آن‌ها به زبان عربي بود كه به گرايش مسلمانان به علوم عقلي و استدلالي سرعت بخشيد، به ويژه آن‌كه مأمون نيز معتزلي مذهب بود و به خاطر علاقه‌مندي به بحث‌هاي استدلالي، مباحث كلامي در زمينه اديان و مذاهب را آزاد گذاشته بود، و دانشمندان و متكلّمان شيعه از فرصت استفاده كرده، به تبليغ مذهب اهل بيت‌عليهم السلام همت گماردند.

در عصر معتصم (متوفّاي 227 هجري قمري) نيز تقريباً شرايط سياسي در مورد اهل بيت‌عليهم السلام همانند زمان مأمون بود. به ويژه آن‌كه آن دو نيز به كلام معتزله گرايش داشته و با بحث‌هاي كلامي و استدلالي موافق بودند. پرسش‌هاي كلامي و ديني بسياري كه از امام جوادعليه السلام شده است(107) نيز گواه بر اين است كه ارتباط مردم با آن حضرت در عصر معتصم ممنوع نبود، هرچند معتصم در باطن امر نسبت به امام‌عليه السلام عداوت مي‌ورزيد و سرانجام نيز دستور قتل او را صادر نمود. پس از شهادت امام، جمعيت انبوهي براي تشيع جنازه آن حضرت اجتماع نمودند. علي رغم اين‌كه معتصم تصميم داشت آنان را از شركت در مراسم تشييع منع كند، ولي آنان به تصميم وي اعتنا نكرده و شمشير بر دوش بر گرد خانه امام اجتماع نمودند. اين مطلب نيز گواه بر قدرت و كثرت شيعه در آن زمان است.(108)

پيروان غدير در عصر «امام جوادعليه السلام»

در سال 203 هجري قمري امام رضاعليه السلام به شهادت رسيد. تنها فرزند وي امام جوادعليه السلام بيش از هشت سال نداشت، شيعيان از اين‌جهت در نگراني و اضطراب به سر مي‌بردند. به نوشته مورّخان، در اين دوران شيعيان به حيرت افتاده و دچار اختلاف گشتند.(109) به همين جهت گروهي از آنان در منزل «عبدالرحمن بن حجّاج» گرد آمدند و ضجّه و ناله سر دادند.(110)

براي شيعيان مسلم بود كه امام رضاعليه السلام فرزند خود جوادعليه السلام را براي جانشيني برگزيده است. ولي خردسالي آن حضرت موجب كاوش بيشتر مردم براي اطمينان خاطر، گرديد.

اضطراب خاطر موجود، سبب شد تا برخي از آن‌ها به دنبال «عبداللَّه بن موسي»، برادر امام رضاعليه السلام بروند. ولي از آنجا كه حاضر نبودند بدون دليل، امامت كسي را بپذيرند، جمعي از آن‌ها، پيش وي سؤالاتي را مطرح كردند و هنگامي كه او را از جواب دادن ناتوان ديدند، وي را ترك كردند.(111) و شمار ديگري نيز به واقفي‌ها كه بر امام كاظم‌عليه السلام توقّف كرده بودند پيوستند؛ زيرا طبق نظر نوبختي، آنان بلوغ را يكي از شرايط امامت مي‌دانستد.(112)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه