بانک غدیر صفحه 3620

صفحه 3620

سزاوارترين كسي كه احتجاج با غدير حق او بوده صاحب آن اميرالمؤمنين عليه‌السلام است، و مناسب‌ترين اوقات براي اتمام حجت با غدير روزهاي آغازين غصب خلافت و دوران حيات آنحضرت است. بهمين جهت از همان روزهاي اول رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله غدير بصورت تبليغ، احتجاج، مناشده و مناظره با حضور شخص اميرالمؤمنين عليه‌السلام مطرح شد.

روز هفتم غصب خلافت حضرت به مسجد آمدند و در برابر غاصبين با حضور مردم غدير را مطرح فرمودند. هنگام طلب بيعت از آنحضرت و آنگاه كه درِ خانه‌اش را آتش زدند و حضرت را به اجبار براي بيعت بردند و در زير شمشيرها از او بيعت خواستند باز هم با غدير استدلال بر حق خويش فرمود.

آنحضرت در زمان ابوبكر و عمر چندين مورد با حضور مردم و بطور خصوصي، مسئله‌ي غدير را مطرح كردند. در شورايي كه پس از قتل عمر براي تعيين خليفه تشكيل شد و هنگام بيعت مردم با عثمان و در زمان عثمان نيز بارها غدير را مطرح فرمودند.

[صفحه 40]

با آغاز خلافت ظاهري اميرالمؤمنين عليه‌السلام، آنحضرت در ميدان جنگ جمل با غدير احتجاج كردند. جنگ صفين بحبوحه‌ي كارآيي غدير بود كه در نامه‌هاي حضرت به معاويه، و در خود ميدان جنگ بارها مطرح شد.

در دوران پنج ساله‌ي حكومت ظاهري حضرت مجلس بزرگي در ميدان اصلي كوفه تشكيل شد و حقيقت بزرگ غدير براي عموم مردم تبيين شد. در زمان حضرت غدير رسما عيد گرفته شد و سخنراني مفصلي درباره‌ي عظمت اين روز از سوي حضرت ايراد شد. اميرالمؤمنين عليه‌السلام در روزهاي آخر عمر، نوشته‌اي آماده كردند كه هر جمعه بر مردم خوانده شود و در آن با غدير استدلال كردند، و بالأخره اميرالمؤمنين عليه‌السلام بعنوان بالاترين فضيلت خود غدير را مطرح كردند.

روز هفتم سقيفه

اثبات الهداة: ج 2 ص 18 ح 72. روضه‌ي كافي: ص 27.

هفت روز پس از رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله، بعد از آنكه اميرالمؤمنين عليه‌السلام از جمع قرآن فراغت يافتند، در حاليكه غاصبين خلافت و بقيه‌ي مردم در مسجد بودند، از خانه بيرون آمده و خطاب به آنان به عنوان اولين اتمام حجت خود با غدير در سخنان مفصلي فرمودند:

خداوند تعالي بوسيله‌ي من بندگانش را آزمايش فرمود … و مرا به وصايت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله اختصاص داد و به خلافت او در امتش برگزيد … پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به حجةالوداع رفت و سپس به غدير خم آمد. در آنجا شبيه منبري براي او ساخته شد و بر فراز آن رفت و بازوي مرا گرفت و بلند كرد بحدي كه سفيدي زير بغلش ديده شد و در آن مجلس با صداي بلند فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». پس بر اساس ولايت من ولايت الهي است، و عداوت با من برابر با دشمني خداست. خداوند در آن روز اين آيه را نازل كرد كه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا». پس ولايت من كمال دين و رضايت پروردگار تبارك و تعالي است …

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه