بانک غدیر صفحه 3623

صفحه 3623

پس از غصب خلافت، اميرالمؤمنين عليه‌السلام دائماً با ابوبكر و عمر با ترشرويي روبرو مي‌شد، و هرچه آنان- از روي نيرنگ- خوشرويي نشان مي‌دادند حضرت تغييري در رفتار خود نمي‌داد. ابوبكر براي اينكه به اين مشكل خاتمه دهد روزي غفلتاً و بدون اطلاع نزد اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمد و از آنحضرت خواست تا در خلوت با هم گفتگو كنند.

در آن مجلس مطالبي بين اميرالمؤمنين عليه‌السلام و ابوبكر رد و بدل شد و حضرت اتمام حجتهاي بسياري بر او نمود و از جمله فرمود:

تو را به خدا قسم مي‌دهم، آيا من صاحب اختيار تو و هر مسلماني طبق حديث پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير هستم يا تو؟

ابوبكر گفت: البته كه تو هستي!! حضرت مطالب بسيار ديگري نيز در مورد امامت فرمود و در همه‌ي آنها او را قسم داد و او همه را تصديق كرد. سپس ابوبكر گفت: پس با اين مقامات و درجات چه كسي مستحق قيام به امور امت محمد است؟ حضرت فرمود: تو كه از آنچه اهل دين خدا به آن نياز دارند دست خالي هستي، چه شده كه به دين خدا دست دراز كرده و مغرور شده‌اي؟!

در پاسخ به سؤال ابوبكر در مسجد قبا

بحارالانوار: ج 41 ص 228.

ابوبكر به عنوان نيرنگي در توجيه غصب خلافت به اميرالمؤمنين عليه‌السلام گفت: پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در غدير تو را صاحب اختيار ما قرار داد ولي خليفه قرار نداد! حضرت فرمود: اگر پيامبر صلي اللَّه عليه و آله را نشانت دهم و او به تو بگويد كه من به اين مقامي كه غصب كرده‌اي سزاوارترم، مي‌پذيري؟

[صفحه 44]

ابوبكر پذيرفت و پس از نماز مغرب با اميرالمؤمنين عليه‌السلام به مسجد قبا آمدند و پيامبر صلي اللَّه عليه و آله را ديدند كه در سمت قبله نشسته است. حضرت خطاب به ابوبكر فرمودند: اي ابوبكر بر ضد ولايت علي اقدام كرده‌اي و در جاي او نشسته‌اي كه جاي نبوت است و جز او كسي مستحق آن نيست، زيرا او وصي و خليفه‌ي من است … »؟!

در برابر تقاضاي ابوبكر و عمر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه