بانک غدیر صفحه 3634

صفحه 3634

بزرگ كوفه- كه مقابل مسجد كوفه و دارالاماره قرار داشت- تشكيل دادند و منبري در آنجا نصب كردند و مردم جمع شدند. اين مجلس فقط براي شهادت دادن كساني بود كه 25 سال پيش در غدير حضور داشتند و اكنون مي‌بايست در پيشگاه ملت بپا خيزند و آنچه به چشم خود ديده‌اند بازگو كنند.

حضرت از فراز منبر فرمودند:

به خدا قسم مي‌دهم باقيماندگان از كساني كه پيامبر صلي اللَّه عليه و آله را ديده‌اند، و در روز غدير خم در بازگشت از حجة الوداع از آنحضرت شنيده‌اند كه درباره‌ي من- درحاليكه دستان مرا بلند كرده بود- فرمود: «مَن كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عادِ من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و أحبَّ من أحبَّه»،قسم مي‌دهم هركس اين واقعه را حاضر بوده و بچشم خود ديده و بگوش خود شنيده برخيزد و شهادت دهد.

پس از اين كلام حضرت، عده‌ي زيادي كه حداقل سي نفر ذكر شده‌اند برخاستند و آنچه ديده بودند بازگو نمودند و شهادت خود را نسبت به آن اعلام كردند.

اميرالمؤمنين عليه‌السلام ديدند چند نفر از اصحاب پيامبر صلي اللَّه عليه و آله براي شهادت برنخاستند، و گويي سكوت آنان توجه مردم را جلب كرده بود. لذا فرمودند: در جلوي اين منبر چهار نفراز اصحاب پيامبر صلي اللَّه عليه و آله هستند (كه از آنها انتظار شهادت دادن مي‌رود) كه عبارتند از انس بن مالك و براء بن عازب و اشعث بن قيس و خالد بن يزيد. سپس رو به آنان كرده فرمودند: شما در غدير حاضر بوده‌ايد چرا برنمي خيزيد و شهادت نمي‌دهيد؟ گفتند: سنّ ما بالا رفته و فراموش كرده‌ايم!!!

حضرت رو به انس بن مالك كرده فرمودند:

اي انس، اگر از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله شنيده‌اي كه فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» و امروز بر نمي‌خيزي براي من به ولايت شهادت دهي، از دنيا نروي مگر آنكه به بَرَص (پيسي) مبتلا گردي كه نتواني آن را پنهان كني.

و تو اي اشعث، اگر از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله شنيدي كه مي‌فرمود: «من كنت مولاه فهذا

[صفحه 56]

علي مولاه، اللهم وال من والاه و عادِ من عاداه»، و امروز براي من به ولايت شهادت نمي‌دهي، از دنيا نروي مگر آنكه خداوند چشمانت را كور كند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه