بانک غدیر صفحه 369

صفحه 369

در محكمه ره بر آن سيلي زن دون گيرد

تا راحت و آسايش اين چرخ نگون گيرد

خونين بودش چشمان از ياد شهِ عطشان يك عمر گنه كردم، امروز پشيمانم

بر عاقبت كارم مضطرم وگريانم

درمانده و محتاج يك قطره ايمانم

سرمايه اميدم اين است كه رثا خوانم

حاشا كه چنين دولت يابد حذر و نقصان بس سلسله ها از پا با ياد تو بگسستيم

بر حلقه ي ره جويان با لطف تو پيوستيم

زآنرو كه در اين درگه همواره تهيدستم

قلاده مداحي بر گردن خود بستم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه