بانک غدیر صفحه 3752

صفحه 3752

سيد باقر رضوي هندي (م 1329) مي‌گويد:

در شب عيد غدير امام زمان عليه‌السلام را در خواب ديدم در حاليكه محزون بود و گريه مي‌كرد. خدمت حضرت رفتم و سلام كردم و دستش را بوسيدم، ولي ديدم گويا متفكر است. عرض كردم: آقاي من، اين روزها ايام خوشحالي و سرور عيد غدير است ولي شما را محزون و گريان مي‌بينم؟ فرمود: به ياد مادرم زهرا عليهاالسلام و حزن او افتادم. سپس حضرت اين شعر را خواندند:

لاتراني اتّخذتُ لا وعُلاها

بعد بيت الأحزان بيت سرور!

سيد باقر مي‌گويد: از خواب برخاستم و قصيده‌اي با تضمين شعر مولايم و بر همان قافيه درباره‌ي غدير و مصائب حضرت زهرا عليهاالسلام سرودم كه قسمتي از آن چنين است:

كلُّ غدر وقول إفك وزور

هو فرع عن جحد نص الغدير

يوم أوحي الجليل يأمرطه

وهو سارٍ أن مُر بترك المسير

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه