بانک غدیر صفحه 3862

صفحه 3862

او همچنين مي‌گويد: «خواست امام حسين‌عليه السلام اين بود كه امّت را از جمودي كه پيدا كرده برهاند و او را براي انقلابي بر ضدّ كيان اموي كه بر سلطه تكيه زده، تحريك نمايد. و اين كار احتياج به جانفشاني و فداكاري داشت، و احتياج به خوني بود كه ريخته شود، تا انقلابي را در نفوس مردم پديد آورد...».(23)

وي اضافه مي‌كند: «امام حسين‌عليه السلام حريص بر كرامت امت و مصلحت آنان بود و در مقابل يزيد و گمراهي‌هاي او مي‌ايستاد... آري حسين‌عليه السلام خوار شد در حالي كه احتياج شديد به كساني داشت تا او را ياري كنند».(24)

او بعد از تبيين واقعه عاشورا به صورت اختصار به اين نتيجه مي‌رسد كه «لقد شيعني الحسين‌عليه السلام» حسين‌عليه السلام مرا شيعه نمود. و سپس مي‌گويد: «... به جان خودم سوگند! اين مشهد كسي است كه هميشه فرياد او در مقدّس‌ترين مقدسات من به صدا درآمده و در حركت است. و در تمام حالات و حركاتم مرا محزون نموده است.

من از قرائت كشتار كربلا با تفاصيل جانكاهش خلاصي نيافتم جز آن كه كربلا در نفس و فكرم قيام نمود. و از اين‌جا نقطه انقلاب شروع شد، انقلابي بر ضدّ تمام مفاهيم و مسلّمات به ارث گذاشته براي من از گذشتگان، آري، انقلاب حسين‌عليه السلام داخل روح و عقلم... .

اهل شام و كوفه با شمشير آمدند، ولي امام حسين‌عليه السلام با خون خود آمد، و خون بر شمشير پيروز شد، بلكه بر تاريخ انحراف پيروز گشت، لذا حسين‌عليه السلام نوري است كه تاريكي‌هاي تحريف، او را نخواهد پوشانيد. ما اين مصيبت و فاجعه را زنده نگه مي‌داريم مي‌داريم و مي‌دانيم كه امام حسين‌عليه السلام در راه حق كشته شد و تنها قطره‌اي از خون او تمام آنان را به بوته فراموشي تاريخ سپرد، ولي ما بر افراد غافلي مي‌گرييم كه قاتلان و خواركنندگان حسين‌عليه السلام و انصار او را الگو و رهبر خود قرار داده، و نمونه‌اي از ورع پنداشته‌اند و به آنان اقتدا مي‌نمايند... كساني كه حسين‌عليه السلام را به شهادت رساندند در حالي كه مي‌دانستند او از اميرشان بهتر است، او سيد عرب و مسلمانان است. آنان حسين‌عليه السلام را نكشتند جز به خاطر هدايايي كه يزيد بشارتش را داده بود. آيا آنان قدرت بر تحريف اسلام و جعل احاديث را به جهت رسيدن به هداياي يزيد نداشتند؟

آري، اين حسين‌عليه السلام بود كه مرا از لابه‌لاي اين مصيبتي كه او و اهل بيتش به آن مبتلا شدند، شيعه نمود. مرا با خون‌هاي تازه‌اش شيعه نمود. خون‌هاي تازه‌اي كه بر روي سنگ ريزه‌هاي زرد در سرزمين طفّ (كربلا) بر زمين ريخت. او مرا با صداي اطفال و نوحه‌هاي زنان شيعه نمود. من به ياد آن روز فرياد برآوردم، در حالي كه از ديدگانم اشكي همراه با حزن و رقّت قلب جاري بود. و با قلبي كه اندوه‌ها آن را پاره مي‌نمود گفتم:

و يرثي ربابك دنيا السّجون

و دمع النواح وفيض الدما

«و مرثيه مي‌خواند رباب تو از دنيايي كه زندان است و اشك نوحه‌گران و خوان انسان‌ها در حال جوشش مي‌باشد».

با مرگ حسين‌عليه السلام دشمنان او چه كردند، جز آن كه گورهاي خود را كنده و نعش‌هاي خود را با لگد خورد كردند، تا با خواري و ذلّت در مقبره تاريخ دفن شوند. اي اباعبداللَّه! من هميشه تو را در چشم تاريخ بزرگ مي‌بينم. حيات زندگي به خون پاك و معطّر تو نوراني شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه