بانک غدیر صفحه 3909

صفحه 3909

مسعودي مي‌گويد: روز سه شنبه كه روز بيعت عمومي مردم با ابوبكر بود، علي‌عليه السلام در مسجد پيامبر حاضر شد و به ابوبكر گفت: «كارها را براي ما تباه ساختي و با ما در اين كار مشورت نكردي و هيچ حق ما را رعايت ننمودي!!

ابوبكر در جواب گفت: آري، ولي من از فتنه و آشوب ترسيدم.(57)

و باز يعقوبي مي‌گويد: جمعي به نزد علي بن ابي طالب عليه السلام آمدند و خواستند با وي بيعت كنند، علي‌عليه السلام به آنان گفت: «بامداد فردا همه با سرهاي تراشيده نزد من حاضر شويد» امّا روز بعد فقط سه نفر از آن‌ها آمدند.(58)

حضرت علي‌عليه السلام در خطبه معروف به شقشقيه، چنين مي‌گويد: «براي من روشن بود كه به حكم عقل و وظيفه‌اي كه به عهده داشتم، چاره‌اي جز صبر و شكيبايي ندارم، ولي به حالتي كه گويي خاك و خاشاك در چشم و استخوان در گلويم گير كرده است، من به چشم خود مي‌ديدم كه حق مسلّمم را به تاراج مي‌برند».

پس از آن فرمود: «بسي شگفت انگيز است كه ابوبكر در زمان حياتش از مردم درخواست مي‌نمود كه بيعتشان را فسخ نمايند، ولي چند روز به آخر عمرش نمانده بود كه پيمان خلافت را براي عمر محكم بست! وه! كه اين دو غارتگر، خلافت را مانند پستان پر از شير، ميان خود قسمت نمودند...».(59)

رويارويي امام علي‌عليه السلام با توطئه سقيفه‌

امام علي‌عليه السلام به خوبي مي‌دانست كه زمينه براي حكومت او فراهم نيست، اما وظيفه خود مي‌دانست كه براي اتمام حجّت بر مردم آن عصر و زمان‌هاي بعد، به ميدان آيد و به رويارويي برخيزد و نشان دهد كه حق با او است. اگر فعاليت‌هاي امام در اين باره نبود، چه بسا آيندگان درباره خليفه بلافصل بودن اميرمؤمنان‌عليه السلام شك مي‌كردند، و اين احتمال قوت مي‌گرفت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله اصرار خود بر خلافت اميرمؤمنان‌عليه السلام را نسخ كرده است. بنابراين، لازم بود امام پس از بيعت سقيفه به فعاليت‌هايي دست بزند. بر اساس روايات پرشمار و از طرق مختلف، امام پس از پيمان سقيفه، شبانگاهان حضرت زهرا عليها السلام را بر مركب سوار مي‌كرد و دست امام حسن‌عليه السلام و امام حسين‌عليه السلام را مي‌گرفت و به خانه مهاجر و انصار مي‌رفت و از آنان براي گرفتن حكومت، ياري مي‌خواست، اما به نتيجه نرسيد. نظر به تفاوت جزئي روايات با يكديگر، برخي از آن‌ها را مي‌آوريم:

بنابر نقل سلمان، هنگامي كه شب فرا رسيد، امام علي‌عليه السلام، حضرت زهراعليها السلام را بر مركبي سوار كرد و دست امام حسن‌عليه السلام و امام حسين‌عليه السلام را گرفت و به خانه همه اهل بدر و انصار رفت و حق خود را يادآور شد و آنان را به ياري فرا خواند، امّا تنها 44 مرد به حضرت پاسخ مثبت دادند. حضرت به آنان فرمان داد كه صبح فردا با سرهاي تراشيده و سلاح براي بيعت تا پاي جان حاضر شوند. صبح روز بعد تنها سلمان و ابوذر و مقداد و زبير بن عوام حاضر شدند.

شب بعد دوباره حضرت به در خانه آنان رفت و از آنان كمك خواست. گفتند: «صبح زود مي‌آييم». اما دوباره همان چند نفر آمدند. شب سوم نيز حضرت از آن‌ها ياري خواست. دوباره همانان آمدند. وقتي حضرت چنين ديد، در خانه نشست و به گردآوري و تفسير قرآن مشغول شد.(60)

از جمله پاسخ‌هاي انصار در برابر كمك خواستن حضرت زهرا عليها السلام اين بود: اي دختر رسول خدا! بيعت ما با ابوبكر گذشت. اگر همسر و پسر عمويت از ابوبكر پيشي گرفته بود، با او بيعت مي‌كرديم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه