شايد به ذهن برسد كه موي پريشان كردن بدان معناست كه آن را در معرض ديد همگان قرار ميدادند. البته اين گونه نيست، بلكه بنابه رسم عرب اگر زني به اوج نوميدي برسد، دل خوشيهاي خود را از دست بدهد و چنان داغي بر دلش نشيند كه هرگز اميد نشستن لبخندي بر لبان خود نداشته باشد، در چنين حالي گيسوان بسته و آراسته خود را باز و پريشان كرده، آن گاه مقنعهها را ميبندند و اين كار گوياي رسيدن مصيبت و داغ سنگين است. بانوان حرم نيز چنين كردند، وانگهي حضرت سيدالشهداعليه السلام به آنان فرمان داده بود كه مقنعهها و پوششها را محكم كنند. تك تك عبارتهاي اين زيارت سوگواري است.
امام زمانعليه السلام ادامه ميدهند: علي الخدود لاطمات، و بالعويل داعيات؛ بر صورتهاي خود ميكوفتند و شيون سر داده بودند. واژه «عويل» فراتر از شيون است، به اين معنا كه فرد، گريه را با شيون و فرياد همراه ميكند.
در راه مقتل
در بحار و ديگر متون رواياتي آمده است مبني بر اين كه: زنان حرم با ديدن وضع آشفته اسب حضرت سيدالشهداعليه السلام فاصله خيمه گاه تا قتلگاه (حدود دويست متر) را گريه كنان، بر سر و روي زنان و در حالي كه بانگ: وا(365) محمداه، وا علياه، وا فاطمتاه، وا حسناه، وا جعفراه، وا حمزتاه برآورده بودند به سوي قتلگاه ميشتافتند. در زيارت آمده است: والي مصرعك مبادرات؛ به سوي قتلگاه تو شتاب ميكردند. در واقع نحوه حركت آنان به سوي قتلگاه تنها شتابان نبود، بلكه آنان بر يكديگر پيشي ميگرفتند.
زبان از بيان آن صحنه و ديگر حوادث آن روز ناتوان است. راستي در لحظه لحظه آن هنگامه چه اتفاقهايي ميافتاد؟ زنان و كودكان حرم براي چه آن سان از يكديگر سبقت ميگرفتند؟ بانگ: وامحمداه، واعلياه، وافاطمتاه و … از چه رو بود؟ بيترديد با اين فراخوانها ميخواستند از عظمت و بزرگي مصيبتي كه بر آنان رفته سخن گويند و چه فرياد رسي بهتر از آن بزرگواران. ديگر آن كه اميد داشتند تا با رسيدن به هنگام به قتلگاه، شايد بتوانند آخرين لحظات زندگي حضرت سيدالشهداعليه السلام را درك كنند.
پس از عاشورا
بنا به نقل علامه مجلسيقدس سره و ديگران، عمر سعد ملعون عصر عاشورا سرهاي شهيدان را پيشتر فرستاد و خود تا ظهر روز يازدهم در كربلا ماند. با سر رسيدن ظهر روز يازدهم، عمر سعد كاروان اسيران خاندان رسالت را به حركت در آورده، راه كوفه را در پيش گرفت.
فاصله كربلا تا كوفه سه منزل بود و با تفاوت مسافرت و مركب، زمان لازم براي طي اين مسافت متفاوت بود. به عنوان مثال فردي كه به تنهايي و با اسبي راهوار و چابك اين مسير را طي ميكرد زمان كمتري در راه بود، در مقابل كسي كه با همراهان و به وسيله شتران ميبايست اين راه را پشت سر بگذارد سه تا چهار روز زمان ميخواست.
ابن سعد بيآن كه فرصتي براي استراحت دهد، بازماندگان امام حسينعليه السلام را در كمتر از يك شبانه روز به كوفه رساند. او چگونه اين راه را چنين پيمود؟ با بازماندگان اهلبيتعليهم السلام چه كرد؟ امام زمان عليه السلام در توصيف اين سفر و چگونه كوچاندن بازماندگان كربلا خطاب به جدش حضرت سيدالشهداعليه السلام ميگويد:
«وسبي اهلك كالعبيد، وصفدوا في الحديد؛ و خاندانت چون بردگان به اسارت درآمدند و در غل و زنجير گرفتار آمدند».