بانک غدیر صفحه 4252

صفحه 4252

بر اساس روايت فوق، آن پيرزن با اين‌كه پيامبر نبود، اما به جايي رسيد كه با يكي از انبياي اولوالعزم از نظر مرتبت يكسان شده بود. بنابراين در امور آخرتي محدوديتي وجود ندارد و خداي متعال اين قابليت را در اختيار همگان نهاده است و هركس خواستار رسيدن به مقامات معنوي و اخروي باشد، بايد اين قابليت و امكان را در خود به فعليت درآورد.

آباداني قلب به طاعت‌

براي روشن‌تر شدن مفهوم آباداني قلب به طاعت به اين مثال توجه كنيد. فرض كنيم چندين كشاورز هركدام يك هكتار زمين داشته باشند و يكي از آنها گندم و ديگري سبزيجات و … بكارد و يك نفر نهال گردو بنشاند. كسي‌كه گندم كاشته مانند ديگر گندمكاران بايد مرحله كاشت، داشت و برداشت را طي كند، ولي كسي‌كه سبزيجات كاشته مسلماً بيش از يك گندمكار بايد زحمت بكشد و از كشت خود مراقبت نمايد، زيرا كاشتن سبزيجات تلاش و نگهداري و زحمت بيشتري مي‌طلبد و نسبت به كاشت گندم به مراتب دشوارتر است، اما درخت گردو ديربازده با عمر طولاني است و چندان به آب‌دادن و مراقبت نياز ندارد.

بنابراين كسي‌كه درخت گردو كاشته اقدام به سرمايه‌گذاري طولاني مدت نموده است، ولي در عوض از اين بابت اطمينان دارد كه سرما و گرما و كم‌آبي تأثير كمتري بر محصول او دارد و لازم نيست انرژي و توجه و كوشش زيادي صرف درختان كند. در مقابل كسي‌كه زمين خود را با كشت سبزيجات آباد كرده بايد توجه و مراقبت زيادي نسبت به محصول خود به عمل آورد و شخصي كه گندم كاشته نسبت به او آسوده‌تر است و تلاش كمتري به كار مي‌بندد و البته آن‌كه درخت گردو كاشته از هردو نفر آسوده خاطرتر است.

كسي‌كه چشم خود را به طاعت عمارت كرده به گناه چشم مبتلا نمي‌شود. همين‌طور كسي‌كه گوش يا زبانش را به طاعت عمارت نموده در برابر گناهان مربوط به گوش يا زبان ايمني دارد و كمتر از ديگران در لغزشگاه‌هاي مربوط به گوش و زبان مي‌افتد، اما كسي‌كه قلب خود را به طاعت آباد ساخته مانند كسي است كه درخت گردو كاشته باشد و لذا محصول او از طوفان و آفت و سرما و گرما ايمن است يا دست‌كم نسبت به ديگران ايمني بيشتري دارد، زيرا قلب مركز وجود انسان است و اگر قلب انسان چيزي را بخواهد، تمام اعضا و جوارح در تكاپوي به دست آوردن آن مي‌افتند. وقتي قلب انسان شيفته چيزي شد تمام اندام‌ها بسيج مي‌شوند تا خواسته قلب را فراهم كنند و حتي براي رسيدن به آن چه بسا انسان از بسياري از خواهش‌هاي خود بگذرد و چيزهاي ديگر را فدا نمايد. براي بسياري از طلاب علوم ديني اين اتفاق پيش آمده است كه وجود روايت يا مطلبي را ادعا كنند، ولي طرف مقابل‌شان آن‌را انكار كند. در چنين مواردي شخص چه بسا رنج شب‌بيداري را برخود هموار و كتاب‌هاي گوناگوني را جست‌وجو كند تا به روايت مورد نظرش دست يابد و با سربلندي آن‌را به هم‌مباحثه‌اي خود نشان دهد. چنين كسي براي آن‌كه صحت ادعاي خود را ثابت كند و در برابر هم‌قطاران شرمنده نشود، ساعات آسايش و خورد و خواب خود را فدا مي‌كند تا گمشده خويش را بيابد و با شوق و رغبت تمام تا صبح بيدار مي‌ماند و براي يافتن مطلب مورد نظرش، خواب ناز را برخود حرام مي‌كند و همه كارهاي ديگر خود را كنار مي‌گذارد؛ زيرا دل او در پي اين كار است و تا به خواسته دل خود پاسخ مناسب ندهد آرام نمي‌نشيند. همين انسان در حالت عادي چه بسا نتواند يك ساعت شب‌بيداري را تحمل كند.

هرگاه قلب كسي به طاعت آباد شده و طاعت خدا خواسته دروني‌اش گردد، تمام اعضا و جوارح او خواه ناخواه در حال اطاعت خواهند بود و چنين كسي بهتر و آسان‌تر از ديگران از معصيت چشم مي‌پوشد و لازم نيست مانند ديگران مراقب گناهان چشم، گناهان زبان، گناهان گوش و … باشد، بلكه چشم و زبان و گوش و ديگر اعضاي او براي تحصيل طاعت و دوري از معصيت هماهنگ شده‌اند و بدون آن‌كه تلاش بسياري براي مهار چشم و گوش و زبان به خرج دهد، خودِ اين اعضا يكسره در كار طاعت و دوري از معصيت خواهند بود. شايان توجه است كه وقتي از صميم جان مشتاق چيزي باشيم، خودبه‌خود در پي آن مي‌افتيم و نيازي به محرك و مشوق نداريم. به ديگر سخن اگر دل آدمي خواستار مطلبي شد، در راه رسيدن به آن، از هيچ كوششي هرچند به درازا انجامد، فروگذاري نمي‌كند. همين‌طور اگر قلب انسان به طاعت آبادان شود، خودبه‌خود در پي اطاعت از اوامر و دوري از نواهي است.

اهميت طاعت خدا

اين‌كه حضرت پس از اين همه صلوات و درود و ستايش با اين اسلوب و تفصيلات، از خداي متعال درخواست آباداني قلب به طاعت كرده، نشان از اهميت فوق‌العاده طاعت دارد. حضرت مي‌توانستند پس از اين شش صلوات از خداي متعال توفيق نماز، روزه، ذكر، يا امر ديگري را درخواست كنند، ولي با وجود چنين امور مهم و نيكويي، از خدا درخواست طاعت كرده‌اند. ذكر گفتن و يادكرد خدا و اولياي او امري بسيار نيكوست و از اجزاي طاعت به شمار مي‌آيد، اما بايد دانست در مواردي ذكر، طاعت است، ولي در جاهاي ديگر ممكن است امور ديگري بر ذكر مقدم شوند. نماز مستحب طاعت است، اما در برخي موارد و در هنگام تزاحم با امري مهم‌تر، آن كارِ مهم‌تر بر نماز مستحب مقدم مي‌شود. چه بسا در مواردي چون تقيه و امثال آن همين نماز مستحبي جايز نباشد. عبادت - يا اگر بخواهيم دقيق‌تر بگوييم عبادت اصطلاحي - از اجزاي طاعت شمرده مي‌شود، ولي با اين حال حضرت سجاد عليه السلام از خدا عبادت نخواسته‌اند، بلكه برمطلب مهم‌تري كه طاعت است دست نهاده‌اند. شايد مهم‌ترين چيزي كه بنده مي‌تواند از خدا بخواهد همين طاعت باشد، اما ذكر، نماز مستحب و مانند آن همان‌طور كه گاه طاعت است، گاهي طاعت نيست. لذا حضرت پس از اين‌همه صلوات - كه سبب استجابت دعاست - از خداي متعال چنين گوهر گران‌بهايي را خواسته‌اند.

اين مطلب چندان آسان نيست كه انسان دلش به‌راستي در پي طاعت باشد و خواست خدا را برخواسته و خواهش‌هاي خود و ديگران ترجيح دهد.

تشخيص‌

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه