بانک غدیر صفحه 4270

صفحه 4270

نمي‌خواهم يك حكم الزامي وبايدي را عرض كنم وبگويم كه براي هر كسي درس أهمّ همه مسائل است. اشاره من به «صبّروا النّفس» و مسأله سبك شمردن نماز است. يكي را مي‌بينيد مثلاً خوب درس نمي‌خواند چون نمي‌تواند تمركز ذهن داشته باشد، اما يكي ذهنش را از انحراف به اين سو وآن سو باز مي‌دارد ودرس را خوب مي‌فهمد. اولي ممكن است بتواند با ممارست عقب ماندگي خود را در فهم درس جبران كند، واجبات نيز چنين است و با نوافل واستغفار جبران مي‌شود. انسان مي‌تواند با يك تصميم جدي به مراتب بالاي معنوي دست يابد. روايات تصريح دارند كه خداي - عز وجل - راه بازگشت و رستگاري را بر انسان‌ها نمي‌بندد. پرواضح است كه اين، عين لطف خداست، چرا كه بشر مرتب در معرض هوا و هوسِ نفساني است و خدا كه آفريده خود را خوب مي‌شناسد، از اين رو راه جبران را پيش روي او قرار داده است. منتهي اين خود انسان است كه بايد به گونه‌اي عمل نمايد تا براي جبران، حداكثر بهره را از وقت ناپايدار ببرد كه در غير اين صورت جبران گذشته‌ها برايش امكان‌پذير نخواهد بود.

مرحوم آقا شيخ عبدالرحيم قمي رحمه الله يكي از علما وزهّاد واساتيد كربلا بودند كه بنده افتخار شاگردي وي را داشتم. ايشان مي‌فرمودند:

طوري نباشد كه آدمي روز قيامت وقتي كه نامه اعمالش را مي‌گيرد از كل نمازهايي كه خوانده دو ركعت نماز كامل و با حضور قلب هم در آن نيامده باشد.

حضرت امام صادق عليه السلام در همين روايت مي‌فرمايد: «والشدّة في طاعة اللَّه؛ و سختي [را]در راه بندگي خدا [بر خود هموار كردن]». البته اين با همه دشواري‌هايش شدني است. ما اهل علم سختي درس خواندن را تحمل مي‌كنيم كه روزي مجتهد بشويم، يا يك منبري بشويم تا موعظه كنيم ويا كتابي بنويسيم. براي رسيدن به اين چيزها بايد راه سختي را طي كنيم، اما سختي انجام فرايض وواجبات بسيار بيشتر است.

نماز را سبك نشماريم‌

سبك و بي‌اهميت شمردن نماز، مراتبي دارد. اگر كسي نمازهايش قضا شود وبگويد قضايش را بجا مي‌آورم يا كسي كه نمي‌تواند در نماز ذهنش را متمركز ومتوجه آن كند چنين فردي در مرتبه‌اي از سبك شمردن نماز قرار دارد. كسي كه - نعوذ باللَّه - مي‌گويد: شد مي‌خوانم، نشد نمي‌خوانم، اين مستخف به نماز است، بلكه در مرتبه‌اي بسيار شديد از استخفاف به نماز قرار دارد. كسي را مي‌بينيد كه وقتي نمازش قضا مي‌شود اصلاً نگراني ندارد، حتي درون خود نيز احساسي ندارد. در مقابل كساني هستند كه - مثلاً - اگر نماز صبح‌شان بدون سستي و بي‌توجهي قضا شود آن روز در نفس‌شان حالت طبيعي ندارند.

چندي پيش شخصي تعريف مي‌كرد كه 15 - 16 سال پيش براي خريد خانه احتياج به مقداري پول داشتم. به تهران رفتم وچهارصد هزار تومان از آشنايي قرض كردم. پول را درون كيسه‌اي گذاشتم وسوار تاكسي شدم. موقع پياده شدن فراموش كردم وكيسه را در تاكسي جا گذاشتم …

آن شخص از اين‌كه پول را در تاكسي جا گذاشته است پريشان بود، اما بايد دانست كه عاقبت، اين مشكل حل‌شدني است و مبلغ ياد شده بعد از مدتي تأمين مي‌شود، ولي اگر خداي نكرده نماز انسان قضا شود قابل جبران نيست، زيرا نمازي كه از دست برود بيشتر از اين چهارصد هزار تومان و حتي تمام دنيا ارزش دارد، اما در عين حال برخي از ما با نماز اين چنين برخورد مي‌كنيم و - متأسفانه - اگر نماز از دست‌مان رفت، براي‌مان چندان مهم نيست و اين، مرحله‌اي ديگر از استخفاف به نماز است. شخصي مي‌گفت: هرگاه چيزي را گم مي‌كنم به نماز مي‌ايستم و به قصد اين كه آن را پيدا كنم نماز مي‌خوانم و عاقبت در نماز متوجه مي‌شوم كه كجا گذاشته بودم.

حال اين كلام شوخي است يا جدي، نمي‌دانم، امّا در روايات آمده كه انسان تمامِ كردار خود، به ويژه نماز را كه از اهم واجبات است در نامه اعمالش مي‌بيند. حال اين پرسش پيش مي‌آيد از كجا بدانيم از هفده ركعت نماز يوميه‌اي كه مي‌خوانيم چند ركعتش در نامه اعمال‌مان نوشته شده باشد. در روايت است گاهي انسان نماز مي‌خواند و تنها يك ركعت از آن در نامه اعمال انسان نوشته مي‌شود؟ يا نيمي از آنها، يك چهارم يا تنها يك دهم از نماز را ثبت مي‌كنند. بايد توجه داشت اگر نمازگزار در نماز خود توجه و حضور قلب نداشته نامه‌اش از نمازهاي قبول شده تهي يا اندك نمازي در آن ديده مي‌شود(295) اين نيز مرتبه‌اي از استخفاف به نماز است. شايان ذكر است اين گونه نماز تكليف را از دوش انسان بر مي‌دارد و به فتواي علماء و مراجع تقليد، اين مسأله موجب بطلان نماز نيست. اين خود نيز لطف الهي است كه اگر غير از اين باشد مصيبت خيلي عظيم خواهد بود.

حضور ذهن ومهار نفس در نماز از اهميت ويژه‌اي برخودار است. شاگردي كه دل به درس نمي‌دهد وحواسش به درس نيست، درس را فرا نخواهد گرفت و اندوخته علمي نيز نخواهد داشت، معامله‌گري كه حواسش به دادوستد خود نباشد ضرر مي‌كند، چرا كه همگان در معامله درست‌كار و پاك‌دست نيستند. پس چگونه مي‌شود انتظار داشت، نمازي كه از حضور قلب بي‌بهره باشد سود اخروي داشته باشد؟ فراموش نكنيم شيطان فريب‌كار ماهري است و در نفس آدمي لانه دارد وهر لحظه به ويژه در مورد مهم‌ترين واجبات، يعني نماز در پي اغواگري ونيرنگ است. اگر آدمي در نماز حضور ذهن و تمركز حواس نداشته باشد شيطان در وجود او نفوذ مي‌كند و بر او مسلط مي‌شود، اما خداي متعال ما را از عقل بهره‌مند نموده تا بتوانيم بر شيطان چيره شويم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه