بانک غدیر صفحه 4271

صفحه 4271

نماز واقعي‌

گاه سخن از نماز اميرمؤمنان امام حسن مجتبي وساير معصومين عليهم السلام به ميان مي‌آيد و از طرفي سخن از نماز ماست. در مقام مقايسه در مي‌يابيم كه نماز ما در واقع بي‌جان و جوهر است. امامان معصوم عليهم السلام به هنگام نماز يا به گاه آماده شدن براي نماز از خود بي‌خود مي‌شوند. در تاريخ است كه: در يكي از جنگ‌ها تيري به پاي اميرالمؤمنين عليه السلام نشست. كار خارج كردن تير از پاي حضرت دشوار و دردناك بود. از اين رو زماني كه حضرت به نماز ايستادند، تير را از پاي ايشان درآورند. اميرالمؤمنين عليه السلام آن چنان از غير نماز فارغ شده بود كه دردِ كشيدن تير را احساس نكرد.

حضرت امام حسن عليه السلام وقتي وضو مي‌گرفت رنگ چهره‌شان زرد مي‌شد، چرا كه مي‌دانست در برابر چه كسي قرار خواهد گرفت. البته مثل اين حالات عظيم جز براي معصومين عليهم السلام براي احدي ممكن نيست و انتظار چنين نمازي نيز نمي‌رود، اما نمازگزار حداقل آن قدر بايد حضور ذهن داشته باشد كه وقتي به نماز ايستاده بگويد اللَّه اكبر بداند چه مي‌گويد و معناي بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ را بداند و وقتي كه الحمد للَّه ربّ العالمين را بر زبان مي‌آورد آگاه باشد كه از چه وبا چه كسي صحبت مي‌كند. همين قدر سعي وتلاش در اقامه نماز خوب است.

حال اگر از نمازي سخن گفته شود كه آدمي را از خود بي‌خود مي‌كند وجز ذات الهي چيزي به ذهن خطور نمي‌كند به يقين مراد از چنين نمازي نماز معصومان عليهم السلام است. از آن‌جا كه آنان امامان ما هستند و بنا به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام: «ألا وإنَّ لكلّ مأموم اماماً؛(296) بدانيد كه هر مأمومي را امامي است». بايد - اگر نه مانند آنان - كه حداقل حضور قلب و ذهن را در نماز رعايت كنيم و به اين مقدار كه نام وتاريخ زندگي امامان را بدانيم، اكتفا نكرده، بلكه بايد منش آنان را سرمشق قرار دهيم وبه آن عمل كنيم و مهم‌تر اين كه سعي كنيم مستخف به نماز نباشيم و آرام آرام بعضي از مراتب استخفاف را كم كنيم. شيطان كارش اين است كه هنگام نماز در كنار انسان بايستد واو را از فرمانِ صبّروا النفس دور كند و از ديگر سو مطالب داراي اهميت را از ذهن انسان مي‌گذراند و بدين ترتيب او را از حضور قلب و گزاردن نمازي پسنديده محروم مي‌كند.

يكي از سخنرانان مي‌گفت: من به عنوان يك منبري محورهاي سخنانم را در حال نماز تنظيم مي‌كنم.

اگر چه ممكن است ايشان اين سخن را جدي نگفته باشد، اما اين احتمال نيز وجود دارد. پس بايد بپذيريم كه نماز جاي هيچ فكري جز فكر خدا نيست و نماز را بگذاريد فقط براي نماز. هر چيزي جاي خود دارد ونماز زمان عبوديت واظهار نياز به معبود است. نماز يعني پيوستن يك قطره به دريا و تطهير روح است.

اگر كاسبي به كسب خود اهميت ندهد ويك روز به محل كسب خود برود ويك روز نرود، يك روز مغازه را زود باز كند ويك روز دير، به يقين در كار خود موفق نخواهد شد. همين طور اگر كسي به منظور عالم شدن به يادگيري اهميت ندهد، به جايي نخواهد رسيد. حال كه شرط موفقيت در كار و كسب دانش حضور ذهن و تمركز حواس است انسان بايد چنين باشد و اين حالت را نيز به تدريج در نماز خود به دست آورد، چرا كه نماز ستون دين است و در اين باره آمده است:

الصلاة عمود الدين فإن قُبِلَتْ قُبل ما سِواها وإن رُدَّت رُدَّ ما سِواها؛(297) نماز ستون [نگاه دارنده]دين است كه هر گاه مقبول [درگاه خدا]افتاد ديگر اعمال پذيرفته خواهد شد و اگر پذيرفته نشود، كارهاي ديگر نيز رد مي‌شود.

از اين رو بايد كوشيد تا در نماز، حضور ذهن و قلب داشت تا مبادا در شمار كساني قرار گرفت كه نماز را سبك مي‌شمارند.

استمداد از اهل بيت عليهم السلام‌

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه