البته فضاي ظلماني جامعهي مسلمين پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله- كه گفتن و نوشتن معارف و سنن پيامبر صلي الله عليه و آله سالهاي متمادي در آن ممنوع بود- سبب شد كه مردم نتوانند سخنان سرنوشت سازِ پيامبرِ دلسوزشان در آن مقطع حساس را بازگو كنند و در فكر اجراي آن در عينيت جامعه باشند. پيداست كه مطرح كردن غدير مساوي با برچيدن بساط غاصبينِ خلافت بود، و آنان هرگز اجازهي چنين كاري را نميدادند.
اما غدير، بصورتي در سينهها جاي گرفت كه عدهي زيادي خطابهي غدير يا قسمتي از آن را حفظ كردند و براي نسلهاي آينده به يادگار گذاشتند، و هيچكس را قدرتِ منع از انتشار چنين خبر مهمي نبود. لذا بين قاطبهي مسلمين، هيچ حديثي به اندازهي «حديث غدير» روايت كننده ندارد، و گذشته از تواترِ آن، از نظر رجال و درايت فوق العاده است.
پيامبر صلي الله عليه و آله با توجه به آيندهي بلند مدت دين الهي تا آخرين روز دنيا و دامنهي وسيع مسلمين در حد جهاني، جانشينان خود تا روز قيامت را در اين خطابهي رسمي به جهانيان معرفي فرمودند.
اگر گروههايي از مسلمين در طول زمانها همچنان در مقابل جانشينان حقيقي پيامبرشان سر تعظيم فرود نياورده و نميآورند، ولي جمع عظيم شيعيان در طول تاريخ فقط علي بن ابيطالب و يازده فرزند او را جانشينان پيامبر صلي الله عليه و آله ميدانند.
اگر اجتماع آن روزِ مسلمين، خلافتِ بلافصل اميرالمؤمنين عليهالسلام را در مرحلهي عمل نديدند، ولي بسياري از نسلهاي بعدي مسلمانان وصي واقعي پيامبرشان را شناختند كه اين بالاترين هدف از «غدير» بود.
[صفحه 20]
شياطين و منافقين در غدير
شياطين در غدير
ابليس و رؤساي اصحاب او هنگام منصوب شدن اميرالمؤمنين عليهالسلام در روز غدير حاضر بودند. در آن روز اصحاب ابليس به او گفتند: «اين امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهي محفوظ شدند، و ديگر نه ما و نه تو بر آنان راهي نداريم، چرا كه امام و پناه بعد از پيامبرشان را شناختند». پس از شنيدن اين سخنان ابليس با ناراحتي از آنان جدا شد.
هنگامي كه مردم بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله بيعت را شكستند، ابليس اصحابش را جمع كرد تا پاسخ اعتراض آنان را عملاً نشان دهد. آنان در مقابل او سجده كردند و گفتند: «اي آقاي ما! اي بزرگ ما! تو بودي كه آدم را از بهشت بيرون كردي»! يعني تو قبلاً كار بزرگتري در مورد آدم انجام دادهاي، و در كنار آن گمراه كردن اين امت كار آساني بوده است!