بانک غدیر صفحه 4567

صفحه 4567

از اينجا پي مي‌بريم به عمق فلسفه‌ي امامت و نهادهاي ابدي تشيع كه نه تنها اكنون كه قرن چهاردهم اسلامي و قرن بيستم مسيحي است، لازم است اين مسائل زنده و مطرح باشد، بلكه تا بشريت برپاست و آفتاب مي‌دمد و خون شفق در رگهاي غروب مي‌دود، اين مسائل زنده خواهد بود، اين، كه پيشوا كسي است كه «اعدل في الرعية» باشد و «اقسم بالسوية». و اين است كه با اين همه ايدئولوژيها و نظامهايي كه بر بشريت عرضه شده است و مي‌شود هيچ چيز به پايه‌ي نهادهاي اصلي تشيع نمي‌رسد. و اين است كه در حقيقت، روشنفكرترين و انسان دوست‌ترين كس، كسي است كه

[صفحه 164]

اين حقيقت را بشناسد و و بشناساند و در راه نشر آن كوتاهي نكند. اين بزرگترين احترام است به خدا و بزرگترين خدمت است به انسان.

پس ديديم كه نام شيعه را خود پيامبر به ما داده است، و تشيع چيزي نيست كه پس از پيامبر پديد آمده باشد، بلكه ديگر مذاهب پس از پيامبر و تا حدود دو قرن بعد، پديد آمده‌اند. در اين مقوله دو روايت نقل شد. عالمان ديگر اهل سنت نيز روايات مذكور را نقل كرده‌اند، از قبيل ابن صباغ مالكي، شيخ‌الاسلام حمويئي، ابن حجر هيتمي، حافظ ابوعبدالله گنجي شافعي، حافظ جمال‌الدين زرندي، حافظ جلال‌الدين سيوطي، حافظ ثقةالدين ابن عسا كردمشقي، نورالدين شبلنجي مصري و … [171].

درباره‌ي اين بحث مهم، يعني سپيده دمان تشيع و نامگذاري شيعه، محققان و پژوهشگران، بحثها و تحقيقاتي روشنگر كرده‌اند. از اين جمله، بحثي است مستند، از استاد شيخ محمد حسين المظفر نجفي، در كتاب «تاريخ الشيعه‌ي» او. وي به هنگام اثبات اين مطلب كه تشيع و نحوه‌ي تفكر شيعي در اسلام به دست پيامبر پيريزي شده است و پيامبر اكرم بوده است كه از آغاز ظهور دعوت اسلام، علي ابن‌ابيطالب را مطرح فرموده است مي‌گويد:

شايد تو بپنداري كه نام «شيعه»، پس از گذشتن دوره‌اي طولاني از ظهور اسلام به دوستان و پيروان خاندان پيامبر اختصاص يافته است. يعني هنگامي كه شيعه بسيار شدند و در شهرها و آباديها پراكنده گشتند اين نام به آنان داده شد تا از ديگران ممتاز باشند. اما اگر در احاديث پيامبر نيك بنگري و آنها را پيجويي كني آگاه مي‌شوي كه اين نام با خود اسلام و از روز نخست آمده است، روزي كه نهال اسلام كاشته مي‌شد، و آگاه مي‌شوي كه صاحب شريعت خود اين نام را بر آنان نهاده است.

[صفحه 165]

سپس اين محقق، به نقل روايات نبوي [172] از طريق اهل سنت مي‌پردازد.

آنگاه مي‌گويد:

پس تعجبي ندارد اگر بگوييم دعوت به تشيع از روزي آغاز شد كه نجات دهنده‌ي بزرگ محمد- صلي الله عليه و آله- در دره‌ها و كوههاي مكه، كلمه‌ي «لا اله الا الله» را فرياد كرد. زيرا واقعه چنين بود كه چون آيه‌ي «و انذر عشيرتك الاقربين» فرود آمد، پيامبر آل هاشم را گرد آورد و گفت: «كداميك از شما مرا در نشر اين دعوت كمك و ياري مي‌كند، تا برادر و وارث و وزير و وصي من باشد، و پس از من خليفه و جانشين من باشد در ميان شما؟» و چون هيچيك از آن جمع به درخواست او پاسخ مثبت ندادند جز علي، پيامبر فرمود: «اين (علي)، برادر و وارث و وزير و وصي من است، و پس از من خليفه‌ي من است در ميان شما. به سخن او گوش دهيد و امر او را اطاعت كنيد». بدينسان مي‌نگريم كه دعوت به تشيع [يعني علي را پس از پيامبر پيشوا دانستن و امام گرفتن] و پيروي از ابوالحسن علي «ع» از سوي خود پيامبر بوده است، و پهلو به پهلوي دعوت به شهادتين (توحيد و نبوت) حركت كرده است. و از اينجاست كه مي‌بينيم چهارمين- يا ششمين - نفري كه مسلمان شد، يعني ابوذر غفاري، شيعه‌ي علي بود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه