بانک غدیر صفحه 4569

صفحه 4569

در اين كلام امام، جاي دقت بسيار است. خطاب به شيعه مي‌گويد:

«انتم شيعة النبي محمد» - يعني شما شيعه، در حقيقت شيعه و پيرو محمديد، و الا اگر محمدي نبود و اسلامي نيامده بود، شما به من چكار داشتيد و مرا از كجا مي‌شناختيد؟ شما به عنوان شيعه‌ي من، شيعه‌ي محمد پيامبر خداييد. شما شيعه‌ي منيد چون من وصي محمدم، پس شما شيعه‌ي محمديد.

[صفحه 168]

ديگر مي‌فرمايد: «اسم غير مختص» - يعني در حقيقت اين اسم ويژه‌ي گروهي از ياران خاص من، از قبيل ابوذر و مقداد و عمار ياسر و … نيست، اين نام بر هر كسي اطلاق مي‌شود كه مؤمن به محمد باشد و وصي محمد «ص».

ديگر مي‌فرمايد: «وامر غير مبتدع» - يعني اين نام و اين مفهوم و گرايش به آن (تشيع)، امري است به كمال جزو اصل و متن اسلام، و عين سنت پيامبر و عين قرآن،نه امري بدعت گونه. و چه بسا اين تعبير امام اشاره‌اي باشد به تهمتي كه برخي بعدها به مبادي تشيع زده‌اند. و چه بسا امام در آن روز خواسته است با تصريح و تأكيد بر اينكه اين امر، چيز تازه‌اي نيست و خود همان اسلام است، حقيقت را تثبيت و تأييد كند. چون سخن علي «ع» براي همه‌ي فرق اسلام و اهل قبله حجت است، چنانكه علماي مذاهب مختلف اسلام، در جاي خود، بدان تصريح كرده‌اند.

بدينسان مي‌نگريم كه تشيع، جريان اصلي اسلام است و خود همان اسلام پيدا شده از كوه «حرا» ست و اظهار شده به وسيله‌ي محمد بن عبدالله. حتي اينكه مي‌گوييم «شيعه‌ي جعفري»، يا «مذهب جعفري»، از باب احترام است به امام جعفر صادق و سپاس و تقدير از مقام والاي آن امام، كه او و پدرش، حضرت امام محمد باقر، تا اندازه‌ي بسياري فرصت يافتند تا تعاليم اسلام را به مردم بياموزند و معارف اسلامي محمدي علوي را كه از پيامبر اكرم- بي‌گسست- به علي بن ابيطالب رسيده بود، و از علي به امام حسن و امام حسين، و از اين دو امام به امام علي بن الحسين زين‌العابدين، و از او به امام محمدباقر و امام محمدصادق، در ميان جوامع نشر دهند. اين است معناي اين شهرت و نامگذاري، نه اينكه اين مذهب- چه صورت فقهي و چه صورت كلامي آن- نيز چون مذاهب اربعه، پديده‌ي سده‌ي دوم و سوم و چهارم هجري باشد. اين است هويت تشيع، چنانكه پژوهش و علم و رسيدگي و شناسايي مي‌گويد. برخي از اهل سنت نيز- از

[صفحه 169]

عالمان و فقيهان و نويسندگان- به اين حقيقت تصريح كرده‌اند. از جمله نويسنده‌ي مصري محمد فكري ابوالنصر مي‌گويد:

شيعه، نه در اصول كاري به ابوالحسن اشعري دارد و نه در فروع كاري به مذاهب اربعه، بر اين اساس كه مذهب ائمه‌ي شيعه سابق‌تر است. و در نتيجه‌ي [اين سابق بودن و اتصال به پيامبر، اين مذهب، به عنوان يك مذهب اسلامي قرآني محمدي و در واقع، به عنوان اسلام] موثق‌تر و اطمينان بخش‌تر است و از ديگر مذاهب سزاوارتر به پيروي است. چون مسلمانان در سه قرن اول [كه مذاهب اربعه هنوز پيدا و تكميل نشده بود] داراي همان مذهب بودند. نيز از اين جهت سزاوارتر به پيروي است كه باب اجتهاد در آن تا قيامت مفتوح و باز است. نيز اين مذهب هيچگاه زير تأثير قدرتها و كشمكشهاي سياسي شكل نيافته است [پس مذهبي است اسلامي و اصيل و فارغ از دخالت چيزهايي جز مباني وحي و دين در آن و در ساخت و پرداخت آن]. [176].

و در واقع، شيعه، به جز مباني نقلي و ديني و تاريخي و حديثي و تفسيري و كلامي، به بديهي‌ترين و فطري‌ترين موضوع گراييده است. در اين‌باره، استاد سيد حسن‌الامين لبناني [177] مي‌گويد: تشيع، در جوهر و حقيقت خويش، چيزي است ساده، فطري، و خالي از هر گونه پيچيدگي و انحراف. چون تشيع، قبول اين نظريه است كه پيامبر، بزرگتر و برتر و عاقل‌تر از اين بود كه سرنوشت مسلمانان را،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه