بانک غدیر صفحه 4656

صفحه 4656

آري كسي حق دارد مجتهد باشد و اجازه‌ي اجتهاد بگيرد، كه به جز تحصيل و تكميل علومي كه جزو مبادي اجتهاد است، از جمله اصول و فقه، داراي «ملكه‌ي قدسيه» - به تعبير شهيد ثاني- نيز باشد و از شعوري والا برخورداد. مرحوم آيت‌الله آقا نجفي قوچاني، در سخني كه از وي نقل شد، بيشتر تأكيد كرده است بر تقواي نفسي و اخلاقي مجتهد. من مي‌افزايم كه تقواي اجتماعي و سياسي نيز شرط است. و اين تقوي حاصل نمي‌شود مگر از طريق علم به جامعه و سياست. چنانكه تقواي اخلاقي نيز جز از راه تحصيل به علم اخلاق و علم احكام حاصل نمي‌شود.

ببينيد در اين زمانها، كه ممكن است كسي با داشتن اجازه‌ي اجتهاد در

[صفحه 293]

سرنوشت مردمي- اگرچه اهل محله‌اي، يا ساكنان روستايي و كوره‌دهي- دخالت كند، و قهرا پيش مي‌آيد و مي‌كند، بايد فقيهان و استاداني كه اينگونه اجازات را مي‌دهند، به جز مبادي متعارف اجتهاد، چندين جهت ديگر را (اگرچه به قول فقها: به عنوان ثانوي به خاطر ملاك مذكور) در شخص مجازله رعايت كنند، از جمله- چنانكه ذكر شد- داشتن تقواي سياسي علاوه بر تقواي اخلاقي. و داشتن هر تقوايي علم به مبادي و اصول و نقاط صحت و سقم و انحراف و استقامت مورد تقوا مي‌خواهد. بنابراين تقواي سياسي نمي‌توان داشت مگر با آگاهي از احوال اجتماع و مسائل بين‌المللي و علم به مبادي و اصول سياست و نقاط صحت و سقم سياست و انحراف و استقامت در سياست. نيز بايد شخص مجازله به عنوان مجتهد، داراي درك موضعي و شعور اجتماعي و بيداري و خبرويت در مسائل و قضايا باشد. چون اجازه‌ي اجتهاد تنها به اين معني نيست كه معلومات كسي را تصديق كرده باشند. مانند گواهي نامه‌ي پزشكي، كه آن نيز تنها به معناي تصديق معلومات نيست. از اين روست كه به جز سوگند نامه‌ي معروف بقراط، جامعه‌ي پزشكي بايد به اصولي عمده پايبند باشد. و نظام پزشكي نيز در اصل براي نظارت بر همين اصول و امور تأسيس شده است. پس اجازه‌ي اجتهاد، يك قسمتش تصديق معلومات شخص مجاز است، قسمت ديگر- بلكه قسمت عمده‌ي آن- فرستادن شخص است به درون جامعه، به عنوان شبان. و همين طور كه اگر اين شبان گرگي باشد در جامه‌ي شباني، نتيجه‌اش معلوم است، اگر شخصي باشد نادان و بي‌اطلاع از رموز شباني و چگونگي حمله‌ي گرگ و حيله‌ها و تدبيرهاي گرگان براي غافلگير كردن رمه و حتي زبان ويژه‌ي گرگان، اين گونه شبان نيز نتيجه‌ي شبانيش، چه بسا بدتر از شبان اول باشد.

باري، بگذريم اما مرحوم علامه شيخ عبدالحسين اميني، درك مي‌كرد كه

[صفحه 294]

جهان، امروز، صاحب صدها جريان فكري، فلسفي، سياسي، تربيتي، اقتصادي و نظامي بين‌المللي است. بنابراين، مرزباني حماسه‌ي جاويد و سرپرستي كليت مواريث علمي و حقوقي و اجتماعي و سياسي و اقدامي علي و آل علي را نمي‌توان فداي چند سال ققه و اصول خواندن و طلبگي كردن فلان آقا كرد. و اين همه را نمي‌توان به دست دلهاي جبان و سينه‌هاي تنگ و چشمهاي پيش پايين و انديشه‌هاي منجمد و مغزهاي بسته و قلبهاي بي‌حماسه و فقه خواندگان بي‌خبر از «حوادث واقعه» و ناآگاه از كليت جهان و انسان و تاريخ و فرهنگها و سيستمهاي معاصر سپرد.

اگر زعميم شيعه، روزي شيخ مفيد است، و روزي سيد مرتضي، و روزي شيخ طوسي، و روزي خواجه نصيرالدين طوسي، و روزي علامه‌ي حلي، و در متأخران، ميرزا محمد حسن شيرازي- مثلا- تكليف روشن است. بنگريد كه مثلا سيد مرتضي، در مورد مسائل اجتماعي و جريانهاي سياسي و فكري گذشته و معاصر خويش چگونه مي‌انديشد (الشافي في الامامة)، و حتي از مسائل هنري زمان غافل نمي‌ماند و محافل نقد ادبي خود را بدين منظور تشكيل مي‌دهد (امالي سيد مرتضي).

آري، اميني نيك به عمق واقعه مي‌نگريست وعظمت فاجعه را لمس مي‌كرد. و مي‌ديد كه با مرجعيت «رساله نويسان بي‌رسالت» عزت قومي و قدرت معنوي و تشكل مرامي تباه مي‌شود، و شلعه‌هاي حماسه‌ي تشيع فرو مي‌ميرد، و شيعه كه جريان اصيل حماسه‌ي كلي اسلام است، در برابر استعمار جهاني مسيحي- امپرياليسم، عهد و ضربات سبعانه‌ي استمعار به دست يهود، و تلاشهاي منحط اذناب يهود، قدرت تعهد و مقاومت را از دست مي‌دهد. و اين براي عزت قرآن و شكوه قبله و حشمت اسلام و

[صفحه 295]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه