بانک غدیر صفحه 4692

صفحه 4692

[صفحه 344]

به درگذشت، به بيماري توجهي چندان نمي‌كرد و از كار باز نمي‌نشست. تا اندك اندك، كار آسيب وي بالا گرفت و او را از كار باز داشت، كتاب از جلو ديدگان وي دور كرد و خامه از دست وي بستاند. اين بود كه معالجه را رخت به تهران كشيد. در اين شهر با رسيدگي خويشان و ارادتمندانش به معالجه پرداخت تا روزي كه به بيمارستان منتقل شد. بيماري و بستري شدن وي حدود دو سال به طول انجاميد. چون نزديكان وي از معالجات تهران مأيوس شدند، با هزينه‌ي خويش او را، به خارج فرستند. اين سفر درماني 29 روز طول كشيد. و از آن، بدون معالجه‌ي قطعي، همراه يكي دو تن كه در خدمتش بودند به تهران بازگشت. و همينسان حال وي به سختي گراييد، تا اينكه به روز جمعه‌ي 12 تيرماه 1349 مصادف با (28 ربيع‌الثاني 1390)، نزديك ظهر، در سن 68 سالگي (به سال هجري شمسي)، و 70 سالگي (به سال هجري قمري)، بدرود جهان گفت- در تهران، خيابان شاهپور، كوي نيشابور.

در دوران بيماري، گاه به عيادتش مي‌رفتم. و از جمله، در آخرين دقايق عمرش يك بار ديگر به ديدار او موفق شدم، و حالت خاصي را در لحظات احتضار او مشاهده كردم. همين اندازه مي‌توانم گفت، ايمان واقعي و محبت علي و خدمت به علم و هدايت خلق، در آن لحظات- لحظات نزع و به تعبير سعدي: «رفتن جان از بدن»، كه تنها بر مؤمنان و پاكان و پايداران و شكيبايان فرخنده است- به صورت چگونگي ويژه تجسم يافته بود، و حالت روحانيي غير قابل وصف، در آن اتاق و در گرداگرد بستر وي پديد آورده بود، چنانكه مي‌گفتي، هرچه مادي از عالم ماده و كدورت است از آنجا رانده‌اند و به جاي آن، قطعه‌هايي از فضاهاي روشن و عطرآگين جهان مينويان و سپيده‌دمان پاك و روانبخش بهشتهاي جاودان، پراكنده‌اند و ارواح مكرم به ديدار او و پيشباز روح او آمده‌اند. خداوند همواره روان او را شادمان سازاد و جان او را بر روي بال فرشتگان، در زلالهاي رحمت خويش، تا جاودان، به پرواز دارد.

[صفحه 345]

سپس، به روز شنبه، بامداد، جنازه‌ي وي، از همان خيابان، تا سه راه بوذر جمهري و از آنجا تا مسجد ارك تشييع شد. آنگاه پس از چند روز، به سرزمين علم و آستانه‌ي عشق جاودان، نجف اشرف، حمل گرديد. در عراق نيز از جنازه‌ي وي تجليل كردند. در نجف پس از اداي مراسم و طواف در حرم دوست، او را در كنار كتابخانه‌اي كه خود تأسيس كرده بود (مكتبة الامام اميرالمؤمنين العامة) به خاك سپردند- «دو كتابخانه در پهلوي هم». تا تربت او نيز، چونان كتابخانه، مطاف دل مشتاقان علم و كتاب باشد، و هر محققي، به هنگام ورود به كتابخانه، از آن روح بلند و عاشق بيقرار كتاب الهام گيرد، و هر طالب علم و دانشجو، زندگي، زهد، امانت، اخلاص، استغنا، پايداري، اصلاح طلبي و چگونگي كار وي را و عشق همواره سوز او را به كتاب و خواندن سرمشق خويش سازد.

پس از رحلت «علامه‌ي اميني» در نجف، از سوي عالمان و فقها و مرجع اعظم، و همين گونه در ساير شهرها و اماكن مختلف ايران و ديگر سرزمينهاي اسلامي، مجالس ترحيم و تجليل براي او برپا گشت. ديگر «الغدير» در ميان ما، ماند، اما «صاحب الغدير»، نه.

[صفحه 346]

در زير رواق تاريخ

من درباره‌ي تشييع جنازه‌اي كه تهران از «صاحب الغدير» كرد، سخني نمي‌گويم. شايد بيش از آنچه كرد نمي‌توانست. چنانكه از مجلات و روزنامه‌ها و خبرگزاريهاي ايران، در مورد منعكس كردن اين مصيبت بزرگ وتجليل از شخصيت و خدمات «علامه‌ي فقيد» نيز ذكري به ميان نمي‌آورم.

ولي هنگامي كه خود در آن مراسم شركت كردم، آنچه را مناسب بود، با خويشتن مي‌پنداشتم: مي‌پنداشتم كه اين عالم بزرگ اسلامي شيعي و حجت آل محمد «ص» - و با كاربرد درست كلمه، «حجةالاسلام» - كه درگذشته است، معلم امت، شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، است و اين جنازه، جنازه‌ي اوست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه