بانک غدیر صفحه 4831

صفحه 4831

نماز ابوبكر و عكس العمل پيامبر

مردم براي حل اين مشكل بلال را صدا زدند. بلال گفت: «اي مردم خدا شما را رحمت كند، صبر كنيد تا در اين باره از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سؤال كنم».

سپس با سرعت به در خانه‌ي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم رفت و محكم در زد. حضرت با شنيدن صداي در فرمود: اين چه در زدن شديدي است؟ ببينيد جريان از چه قرار است؟

فضل بن عباس در را گشود و با ديدن بلال گفت: چه خبر است اي بلال؟ بلال جواب داد: ابوبكر وارد مسجد شده و در محراب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ايستاده تا نماز بخواند؛ به اين گمان كه حضرت به او دستورِ نماز خواندن براي مردم را داده است.

فضل گفت: مگر ابوبكر در سپاه اسامه نيست؟! بخدا قسم اين همان شر عظيمي است كه ديشب وارد مدينه شده و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خبرش را به ما داد.

[صفحه 91]

فضل با بلال وارد خانه شدند. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از او پرسيد: «چه خبر است، اي بلال»؟ بلال ماجرا را به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گفت. حضرت فرمود: «مرا بلند كنيد، مرا بلند كنيد و به مسجد ببريد! قسم به آنكه جانم به دست اوست، مصيبتي عظيم و فتنه‌اي بزرگ بر اسلام وارد شده است».

سپس حضرت در حاليكه سر را با پارچه‌اي بسته بود و بر علي عليه‌السلام و فضل تكيه كرده بود و پاهايش بر زمين كشيده مي‌شد وارد مسجد شد. ابوبكر در محراب ايستاده بود؛ و عمر و ابوعبيده و سالم و صهيب و عده‌اي كه با آنان آمده بودند وي را احاطه كرده بودند، اما بيشتر مردم نماز را نخوانده و منتظر خبر بلال بودند. هنگامي كه نماز گزاران ديدند پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با آن حال بيماري شديد وارد مسجد شد عظمت موضوع را دريافتند!

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم جلو رفت و لباس ابوبكر را گرفت و او را از محراب دور نمود. با اين كارِ پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، ابوبكر و كساني كه با وي بودند از پشت سر آن‌حضرت متواري شدند. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نماز را به حالت نشسته به جاي آورد و مردم به حضرت اقتدا نمودند و بلال براي مردم تكبيرِ نماز را مي‌گفت.

سخنان پيامبر درباره غاصب حق صاحب غدير

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه