بانک غدیر صفحه 4835

صفحه 4835

[صفحه 98]

لشكر عرضه خواهم كرد و آنان را به آنچه در آن است دعوت مي‌كنم.

اميرالمؤمنين عليه‌السلام با رفتن او موافقت نكرد و دوباره فرمود: چه كسي مي‌تواند اين قرآن را بر لشكر عايشه عرضه كند و آنان را به آنچه در آن است دعوت كند؟ اين‌بار نيز همان جوان ايراني برخاست و گفت: يا اميرالمؤمنين، من اين قرآن را گرفته و بر آنان عرضه خواهم كرد و آنها را به آنچه در آن است دعوت مي‌كنم.

اين بار نيز حضرت با رفتن او موافقت نكرد و سخنان قبلي را تكرار فرمود. باز هم جوان ايراني برخاست و گفت: من آن را مي‌گيرم و بر لشكر عايشه عرضه مي‌كنم و آنان را به آنچه در آن است دعوت مي‌كنم.

اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: اگر اين كار را انجام دهي به شهادت خواهي رسيد. جوان پاسخ داد: يا اميرالمؤمنين، بخدا قسم چيزي براي من محبوبتر از اين نيست كه شهادت در ركاب شما و با اطاعت از شما نصيبم گردد. اميرالمؤمنين عليه‌السلام قرآن را به وي داد و جوان در حالي كه قرآن به دست داشت به سوي ميدان حركت كرد.

اتمام حجت و شهادت در راه صاحب غدير

با رفتن جوان ايراني حضرت نگاهي به او كرد و فرمود: اين جوان از كساني است كه خداوند قلبشان را از نور و ايمان لبريز نموده است. او با اين اقدام خود كشته خواهد شد، و من از اين رو به وي اجازه‌ي ميدان نمي‌دادم. اين لشكر نيز پس از كشتن او هرگز رستگار نخواهند شد.

آن جوان با قرآني در دست مقابل لشكر عايشه ايستاد، در حاليكه طلحه و زبير در سمت چپ و راست هودج عايشه ايستاده بودند. او با

[صفحه 99]

صداي بلندي كه داشت فرياد زد: اي مردم، اين كتاب خداست و اميرالمؤمنين علي بن ابي‌طالب شما را به كتاب خدا و حكمي كه پروردگار در آن نازل كرده دعوت مي‌كند. پس به اطاعت خداوند و عمل به كتاب او باز گرديد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه