بانک غدیر صفحه 4845

صفحه 4845

پاورقي

[1] مروج الذهب: ج2 ص 314. الطبقات الكبري: ج 4 ص 87 و 93. المعارف (ابن قتيبة): ص 271. تاريخ دمشق: ج 21 ص 378 و 458. تاريخ بغداد: ج 1 ص 171. سير اعلام النبلاء: ج 1 ص 554. كتاب «شهرهاي جهان»: ص 143 تا 148.

[2] آل حكم بن ابي‌العاص خويشان عثمان بودند كه پيامبر آنان را تبعيد كرده بود و او آنان را به مدينه بازگرداند.

حكم بن ابي‌العاص در زمان جاهليت همسايه‌ي حضرت بود و پس از اسلام از همه‌ي همسايگان بيشتر آن‌حضرت را اذيت مي‌كرد. آمدن او به مدينه بعد از فتح مكه بود و اسلام آوردن او روشن نبود. او پشت سر پيامبر به راه مي‌افتاد و با اشاره‌ي چشم حضرت را مسخره مي‌كرد و سخن آن حضرت را تكرار مي‌كرد و بيني و دهانش را حركت مي‌داد، و هنگامي كه حضرت به نماز مي‌ايستاد پشت سر حضرت مي‌آمد و با انگشت اشاره مي‌كرد. به همين جهت حركت دهان و بيني و چشمش بعنوان يك مرض در او ماند و به نوعي كم عقلي مبتلا شد.

روزي به يكي از حجره‌هاي پيامبر كه حضرت با همسرش در آنجا بود سركشيد و به داخل حجره نگاه كرد. حضرت او را شناخت و با چوبدستي به قصد او بيرون آمد و فرمود: چه كسي شرّ اين سوسمار ملعون را از سر من كم مي‌كند؟ و نيز فرمود: «او و فرزندانش حق ندارند با من در يك شهر زندگي كنند»؛ و سپس همه‌ي خانواده‌اش را به طائف تبعيد نمود.

وقتي عثمان به حكومت رسيد خانواده‌ي حكم بن ابي‌العاص را وارد مدينه كرد و اين مخالفت او با پيامبر همه را به تعجب واداشت!

الغدير: ج 8 ص 243.

[3] مشكان و مدائن نام دو شهر است كه مركز منطقه‌ي حكومتي بوده‌اند.

[4] در روز عيد غدير سال 35 هجري مردم عثمان را كشتند و اميرالمؤمنين عليه السلام پس از 25 سال غصب خلافت، حكومت را به دست گرفت و تا سال 40 هجري حكومت حضرت ادامه داشت تا آنكه در كوفه به شهادت رسيد.

[5] جزيه مبلغي است كه بايد يهود و نصاري طبق قراردادي كه در مقابل امتناعشان از مسلمان شدن امضا مي‌كنند به حكومت اسلامي بپردازند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه