بانک غدیر صفحه 518

صفحه 518

به او گفتم اي شاه راهم بده

امان نامه اي بر گناهم بده

لياقت به يك دم نگاهم بده

پناهي ندارم پناهم بده

صدا زد پريشاني ات با علي

اگر خسته جاني بگو يا علي

همين لحظه ها بود پيدا شدم

علي گفتم و از زمين پا شدم

شب و روز حيران مولا شدم

گدا بودم او خواست آقا شدم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه