بانک غدیر صفحه 862

صفحه 862

سر تا سر شبه جزيره خشكسالي بود

ماها نبوديم و نديديم آن زمان‌ها را

يعني نمي‌فهميم كه دنيا چه حالي بود

محرابها ، سجاده‌ها بي راهه مي‌رفتند

اصلاً تمام جاده‌ها سمت خيالي بود

آن روزها كعبه فقط بت خانه‌اي بود

و بتها خدا و ، جاي ابراهيم خالي بود

آيا خداي بي علي اصلا جلالي داشت

روي زمينِ بي علي آيا جمالي بود

آن روزگاران حرفي از يارب نبود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه