- احتجاج های مولا به غدیر خم در اثبات امامت خود 1
- غدیر از نگاه مولی الموحدین علی علیه السلام 1
- غدیر در سیره ی صاحب غدیر 1
- احتجاج مولا به لیله المبیت در اثبات امامت خود 9
- احتجاج مولا به یوم الدار در اثبات امامت خود 10
- متن خطبه امیرالمومنین در روز غدیر 11
- صاحب غدیر از منظر پیامبر صلی الله علیه و آله 13
- صاحب غدیر از منظر عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم 15
- مولود کعبه 17
- نسب آن بزرگوار 20
- خیرالانساب 20
- مختصری از فضائل حضرت ابو طالب علیه السلام 21
- مناصب الامامه حضرت 24
- مباهله 26
- فضائلی که اثبات امامت و ولایت علی علیه السلام میکنند 26
- واقعه مباهله 26
- بزرگترین فضیلت امام علی ع در قرآن از منظر امام رضا ع 32
- لیله المبیت 33
- خفتن علی (ع) در جایگاه پیامبر 33
- احتجاج مولا به لیله المبیت 35
- حدیث کساء وآیه تطهیر 36
- آیه انگشتری 37
- در زمان نبی 39
- رد الشمس دو بار اتفاق افتاد 39
- رد الشمس 39
- بعد از نبی ،در برگشت از صفین 40
- ایراد به رد الشمس 41
- تناقضی آشکار 41
- حارث فهری 45
- ازجانب خدا 48
- لقب امیرالمومنین 48
- در زمان نبی 49
- فقط علی،امیر المومنین است 50
- اولین مسلمان و نمازگزار 51
- نزول آیه خیر البریه 52
- اولی الامر 54
- کسی که علم کتاب نزد اوست 56
- آیه بلغ 57
- آیه اکمال دین 58
- عمامه سحاب 62
- وَ النَّجْمِ إِذا هَوی 63
- شیر و جویریه 63
- حدیث منزلت 64
- خلیفه خدا در زمین 66
- خلیفه 66
- خلیفه پیامبر 67
- فرمایشاتی ازحضرت علیه السلام 68
- سوال از انبیاء درشب معراج که بر چه چیزی میعوث شدید؟ 68
- پیامک 73
- اشعار 76
الطرائف-ترجمه داود الهامی، ص: 127
احتجاج مولا به یوم الدار در اثبات امامت خود
حدیث شصت و پنج - مردی به علی [علیه السّلام] گفت: ای امیر مؤمنان، چرا شما وارث پسر عموی خود [رسول خدا صلّی اللَّه علیه و اله] شدید و عموی شما [یعنی عباس ابن عبد المطلب که در ظاهر نزدیک تر از شماست] وارث ایشان نشد؟ فرمود: رسول خدا صلّی اللَّه علیه [و آله] و سلم فرزندان عبد المطلب را فراخواند برای آنان غذایی آماده کرد آنان خوردند تا سیر شدند با این حال غذا هم چنان باقی بود گویی هنوز دست نخورده بود. سپس [پیامبر صلّی اللَّه علیه و اله] قدحی کوچک از نوشیدنی طلبید و آنان از قدح نوشیدند تا سیراب شدند و نوشیدنی همچنان باقی بود گویی هنوز دست نخورده یا ننوشیده اند. سپس فرمود: «ای فرزندان عبد المطلب، من به طور خاص برای شما و به طور عام برای همگان به رسالت مبعوث شده ام. شما معجزه مرا در غذا و نوشیدنی دیدید اکنون کدام یک از شما با من بیعت کرده [رسالت من را باور می کنید] تا برادر،همراه و وارث (و وزیر) من باشد؟».
هیچ کس در این باره اقدامی نکرد پس من که از همه کوچک تر بودم، برخاستم تا بیعت کنم. حضرت [صلّی اللَّه علیه و آله و سلم] فرمود: «بنشین» سپس همان سخن را سه بار تکرار کرد و هر بار من برمی خاستم و حضرت دوباره می فرمود: «بنشین». تا بار سوم شد آن گاه حضرت دست بر دست من زدند و فرمود:[أنت أخی و صاحبی و وارثی و وزیری]
«تو برادر، همراه و وارث و وزیر من خواهی بود». از این روست که من وارث پسر عمویم هستم و عمویم از آن بی بهره است.