- غدیر در سیره حضرت زینب ( سلام الله علیها ) 1
- شهادت 1
- اشاره 1
- نام والقاب 2
- میلاد ونامگذاری آسمانی 2
- اشاره 4
- فضائل 4
- علم 6
- تفسیر قرآن 6
- عالمه غیرمعلمه 6
- عبادت حضرت زینب سلام الله علیها 7
- خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه 8
- متن کامل خطبه حضرت زینب ( سلام الله علیها ) در شام: 12
- کرامات 17
- امام زمان علیه السلام وحضرت زینب ( سلام الله علیها ) 19
- شهادت فرزندان حضرت زینب ( سلام الله علیها ) 20
- اشاره 20
- وداع امام (علیه السلام) و درخواست پیراهن کهنه 21
اسیران و جانبازان کربلا، ص: 106
خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه
سید بن طاووس می نویسد: شبیر بن خزیم اسدی گوید: در آن روز زینب دختر امیرالمومنین علی (علیه السلام)را چنان دیدم که هیچ زنی به سخنوری او نبود. گویی که از زبان پدرش امیرالمومنین علی (علیه السلام) سخن می گفت. او به مردم اشاره کرد که ساکت باشند. در پی آن نفسها در سینه حبس شد و زنگها از حرکت باز ایستاد. آنگاه فرمود:
الحمدللّه، درود بر جدّم محمد و خاندان پاک و برگزیده اش. ای مردم کوفه، ای اهل فریب و نیرنگ! آیا گریه می کنید؟ هنوز اشک چشم ما خشک و آه سینه هامان آرام نشده است. مَثَل شما مثل همان زنی است که رشته های خود را می بافت و سپس آن را برمی گشود. شما ایمانتان را در میان خود به تباهی کشانده اید.
آگاه باشید، در میان شما جز چاپلوسی، شر، فساد، نخوت، عجب، کینه، و تملق گویی چیزی دیده نمی شود. شما همچون گیاهی هستید که بر منجلاب بروید یا نقره ای که در خاک مدفون باشد. بدانید که شما بد ذخیره ای برای آخرت خویش فرستاده اید.
شما سزاوار خشم خدایید و در عذاب، جاوید خواهید ماند.
آیا می گریید و صدا به شیون بلند می کنید؟ آری به خدا سوگند که باید بسیار بگریید و اندک بخندید. ننگ این جنایت دامنتان را آلوده ساخته و با هیچ آبی نمی توانید آن را بشویید. مگر می شود خون پسر خاتم پیامبران و معدن رسالت و سرور جوانان اهل بهشت را شست؟ شما کسی را کشتید که پناهگاه نیاکان و دادرس پیش آمدهای ناگوار و جایگاه نور و محبّت شما و پیشوای سنّت شما بود.