غدیر در سیره حضرت ابوالفضل علیه السلام صفحه 91

صفحه 91

صولت از باب و ادب مانده به میراث زمامش

ز نبی باد درودش ، ز علی باد سلامش

دور باشد ز ادب خوانم اگر ماه تمامش

که ز خورشید فروزنده تر و خوبتر آمد

علوی زاده و رخ آینه طلعت طاها

قمر و از رخ او در دل خورشید ضیاها

این گل از کیست با بن رنگ و با بن بوی الها ؟

که ز انفاس خوشش گلشن دین یافت صفاها

که برد مژده بر آن فاطمه روحی بفداها

که از این فاطمه در جلوه حسینی دگر آمد

ذکر لالائی از زمزمه عشق نهائی

او حسین دگر است و پدرش احمد ثانی

مانده از بوسه بابا به دو بازوش نشانی

گه تبسم زند و گاه کند اشک فشانی

کنیه اش بوده ابوالقربه ز دوران جوانی

کز ازل ساقی ذریه پیغامبر آمد

این همان است که فرموده قمر شمس صحایش

نه عجب خواند اگر شیر خدا شیر خدایش

جان من جان همه عالم و آدم بفدایش

حاجیان واله و حیرت زده حج وفایش

عشق میقات و عطش مروه و خون سعی صفایش

زمزمش علقمه گردید و عمودش حجر آمد

برق تیغش زده بر فرق عدو نقش تباهی

ماه با پرتو مهر رخ زیباش سیاهی

خون بازو ، بوفاداری او داده گواهی

او امیر سپه و هاشمیانند سپاهی

تا صف حشر بود فخر شهیدان الهی

بر شهیدی که شهادت هم از او مفتخر آمد

شب میلاد در او شیر خدا دید خدا را

عشق و ایثار و وفا و شرف و صدق و صفا را

آبرو داده بمیدان شهادت شهدا را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه