- پیش گفتار 1
- فصل اول: کلیات 4
- اشاره 4
- 1. نکاتی درباره موضوع پژوهش 4
- اشاره 5
- 2. صلح طلبی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله 5
- الف) اندیشه قرآن 7
- اشاره 7
- دو _ بیرون کردن پیامبر از زادگاهش 8
- سه _ مشرکان؛ آغازگر جنگ ها 8
- یک _ پیمان شکنی مشرکان 8
- ب) آموزه های نبوی 9
- اشاره 9
- یک _ صلح حدیبیه 9
- ج) رفتار نبوی 9
- دو _ نبردهای پیامبر 11
- اشاره 14
- فصل دوم: رابطه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با خدا 14
- 1. اهتمام به نماز 15
- 2. دعا و نیایش 18
- اشاره 18
- الف) پیش از حرکت 20
- ب) پیش از نبرد 21
- ج) دعا برای مسلمانان 21
- د) دعا برای خاصان 22
- ه_) هنگام سختی پیکار 23
- و) دعا برای شهیدان 24
- ز) سپاس گزاری 25
- ح) دعا برای خانواده شهدا 27
- ط) نفرین برای دشمنان 28
- ی) نفرین برای جنایت کاران جنگی 30
- 3. شب زنده داری 32
- 1. ویژگی های اخلاقی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله 35
- اشاره 35
- اشاره 35
- الف) شجاعت 35
- فصل سوم: رابطه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با مسلمانان 35
- ب) شکیبایی 39
- ج) توکل 43
- د) مهربانی 46
- ه_) پایداری 48
- الف) ایجاد انگیزه آفرینی الهی 52
- اشاره 52
- اشاره 52
- 2. فرهنگ سازی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله برای رزمندگان 52
- اشاره 53
- دو _ انگیزه طبیعی 53
- سه _ انگیزه اجتماعی 53
- یک _ انگیزه اقتصادی 53
- یک _ جهاد 55
- دو _ شهادت 56
- سه _ تکبیر 57
- ب) ایجاد نظام داوطلبانه 59
- ج) پرورش روحیه شهادت طلبی 63
- د) سفارش های اخلاقی پیش از جنگ 66
- یک _ خدا محوری 66
- اشاره 66
- دو _ پرهیز از خون ریزی 67
- سه _ رعایت حقوق انسانی 69
- چهار _ ایستادگی 70
- ه_) مشورت با یاران 70
- و) انضباط 76
- یک _ اطاعت از فرماندهی 76
- اشاره 76
- دو _ آرایش سپاه 77
- سه _ سازمان دهی نیرو 79
- چهار _ جدیت در کار 82
- ز) حضور در پیشاپیش لشکر 83
- ح) استفاده از خویشاوندان هنگام خطر 85
- ط) مشارکت و همکاری با سربازان 89
- ی) تقویت روحیه 92
- اشاره 92
- یک _ بارور کردن ایمان 93
- دو _ زنده کردن امید 94
- اشاره 96
- سه _ تواضع در هم نوایی 96
- اول _ پاسخ گویی با شعر 97
- دوم _ هم صدایی 99
- چهار _ شِعار 100
- ک) پاس داشت شهیدان و خانواده های آنان 103
- ل) ترویج فرمان برداری از والدین 106
- م) شایسته سالاری 109
- ن) برخورد با خطاکاران 111
- اشاره 113
- فصل چهارم: رابطه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با دشمنان 113
- 1. رفتار با جنگ جویان 113
- اشاره 113
- الف) دعوت به اسلام 115
- ب) پرهیز از آغاز جنگ 118
- ج) رعایت حقوق بشر 119
- اشاره 119
- یک _ ممنوعیت شکنجه و مُثله کردن 119
- دو _ ممنوعیت حمله شبانه 121
- چهار _ مصونیت کودکان و زنان 124
- سه _ ممنوعیت استفاده از سلاح کشتار جمعی 124
- پنج _ مصونیت بی گناهان 127
- شش _ مصونیت سفیران 129
- هشت _ ممنوعیت جسارت و ناسزاگویی 133
- هفت _ مصونیت عابدان و عالمان 133
- نه _ ممنوعیت کشتن فراریان 135
- د) وفاداری به پیمان ها 137
- 2. رفتار با اسیران 142
- اشاره 142
- الف) دعوت به اسلام 144
- ب) بخشایش 147
- اشاره 147
- یک _ پاس داشت اخلاق پسندیده 149
- دو _ چشم پوشی از حق شخصی 150
- سه _ ترویج برادری و دوستی 152
- چهار _ اسلام 155
- ج) فدیه 157
- د) رعایت حقوق اسیران 158
- اشاره 158
- یک _ نیکی 159
- دو _ مدارا 160
- 3. اعدام 161
- فصل پنجم: همراه با برنامه سازان 163
- بایدها و نبایدهای رسانه 163
- 1. تفکیک فقه و اخلاق 163
- اشاره 163
- اشاره 163
- 3. بازتاب درست خدامحوری 164
- 2. بازشناسی عصر نبوی 164
- 4. بازتاب درست جنگ های پیامبر 165
- 5. تبیین صلح طلبی پیامبر 166
- 6. تقویت روحیه ایمان 167
- راه کارهای پرداختن به موضوع در برنامه ها 168
- کتاب نامه 171
بود. از پیامبر پرسیدند که چرا این قدر به خانه او می روید؟ آن جناب پاسخ دادند: من به ام سلیم دل سوز و مهربانم؛ چرا که برادرش، حرام بن ملحان، برای من به شهادت رسید».(1)
عنایت حضرت به فرزندان شهیدان نیز برای اهل مدینه آشکار بود. ایشان فرزندان شاهد را دوست می داشت و با آنان مهربان بود و کودکان نیز پیامبر را چون پدر خود می دانستند. اسماء بنت عمیس، همسر فرمانده رشید اسلام، جعفر بن ابی طالب درباره توجه پیامبر به فرزندان شهیدان می گوید:
در روز شهادت یاران او [در جنگ مؤته] من صبح حدود چهل کیلو آرد خمیر کرده و خورشی هم آماده کردم. پسرانم را شست وشو دادم و برایشان روغن و بوی خوش زدم. ناگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله به خانه ام آمد و فرمود: ای اسماء، پسران جعفر کجایند؟ من پسرها را حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردم. آنها را به سینه خود چسبانید و بویید. سپس چشمانش نمناک شد و گریست. گفتم: ای رسول خدا! مثل اینکه خبری از جعفر به شما رسیده است؟ فرمود: آری، امروز کشته شد. من شروع به داد کشیدن و ضجه زدن کردم و زنان دور من جمع شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای اسماء سخن ناسزا نگویی و بر سینه خود نکوبی! پیامبر از آنجا به خانه دختر خود، فاطمه رفت و فاطمه گفت: وای بر من از مصیبت عمویم! پیامبر فرمود: آری، باید بر کسی همچون جعفر، گریه کنندگان بگریند.(2)
پیامبر خدا از شنیدن خبر شهادت جعفر که همواره در حال جهاد بود، بسیار متأثر شد. عبداللّه، فرزند جعفر درباره آن روز می گوید: «ایشان بر سر
1- صحیح بخاری، ج3، ص214.
2- مغازی تاریخ جنگ های پیامبر، ص584.