در صحنه غدیر صفحه 65

صفحه 65

با بسط و شرح بیشتر درهمین باره می نویسد: «نزدیک معتزله(1)، چون امامت جز در اولاد علی علیه السلام نباید که باشد؛ غیر ایشان، خودْ سلطان نباشد و بَر وی خروج کردن فریضه باشد و کشتن او حلال باشد و باز نزدیک اهلِ سنت و جماعت، سلطانِ جائِر، همچنان سلطان باشد که سلطان عادل و نشاید بر او خروج کردن و طاعت داشتن او را در

آنچه طاعت خدای عزّ و جل در اوست و آنچه در او معصیت است، طاعت نشاید داشتن؛ لیکن بااین همه، سلطان بباید دانستن و از پسِ او نماز باید کردن!...».(2)

برای زدودن تردید و شگفتی از این عقاید، شما خوانندگان عزیز را به کتاب گران سنگ الغدیر(3)

ارجاع می دهیم تا ملاحظه کنید که متکلمان (علمای عقاید) و دانشمندان بزرگ اهلِ سنت مانند: باقلانی در التمهید،(4) تفتازانی در شرح مقاصد،(5)

قاضی ایجی در مواقف و دیگران نیز، همه نظیر چنین عقایدی را ابراز داشته اند و آراء سیاسی و موضع گیری آن ها در برابر حاکمان ستمگر اموی و عباسی و بعد از آنان، همه بر همین اساس مبتنی بوده است. این در تاریخ مسلمانان، واقعیتی است روشن و تأسف آور.

شیعه به برکت خطبۀ غرّای غدیر خُم و احادیث معصومان علیهم السلام از عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، نه تنها سلطان و حاکم، بلکه حتی عالمی را هم که دنیادوست و مقام پرست باشد، ازنظر شرعی قابلِ اعتماد نمی داند؛ چراکه


1- . مقصودش شیعه است. در قدیم بعضی نویسندگان به خطا، شیعه را چون در حُسن و قبح عقلی با معتزله مشترک هستند، به نام معتزله خوانده اند.
2- . شرح التعرّف لمذهب التصوف، چاپ لکنهو، ج2، ص30.
3- . الغدیر، ج7، ص136تا145.
4- . التمهید، ص185و186.
5- . شرح مقاصد، ص272.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه