- پیشگفتار 1
- 1- ابلاغ ولایت، مأموریت پیامبر 5
- 2- اکمال دین و اتمام نعمت 11
- 3- محبوب خدا 15
- 4- ولایت برمؤمنان 17
- 5- عذاب منکر غدیر 20
- 6- عمل پیامبر بر اساس وحی 21
- 7- ضرورت مودّت اهلبیت 23
- 8- مصداق صراط مستقیم 29
- 9- پیشینه توسّل به اهلبیت 31
- 10- گستره والدین 32
- 11- جانفشانی شبانه 33
- 12- پایمردی در میدان جهاد 35
- 13- انفاقی همه جانبه 36
- 14- جان پیامبر 37
- 15- مؤذن در اعراف 40
- 16- سفیر سوره برائت 42
- 17- اهمیت ایمان و جهاد 44
- 18- پیشگامی در ایمان 45
- 19- حقیقت محض 47
- 20- شاهد پیامبر 48
- 21- هادی امّت 50
- 22- محبتش هدیه خداوند 51
- 23- وزیر و یاوری نمونه 52
- 24- معیار سنجش اعمال 53
- 25- رفعت و برتری 55
- 26- اولین یاور در اولین میهمانی 56
- 27- عروه الوثقی و حبل الله 58
- 28- قهرمان جهاد و عبادت 60
- 29- امام معصوم 63
- 30- امام مبین و صالح مؤمنان 65
- 31- دریای بیکران 66
- 32- نجوایی اختصاصی 67
- 33- ایثار خالصانه خانوادگی 69
- 34- نبأ عظیم 71
- 35- حلال مشکلات 72
- 36- استمرار امامت 73
- 37- خیر البریّه 74
- 38- جایگاه بی نظیر رزمندگان 76
- 39- همتای کوثر 78
- 40- بت شکنی بر دوش پیامبر 80
او دانسته اند. در حالی که برای به دست آوردن دل کسی، کاری بی خطر به او محوّل می کنند، نه تلاوت آیاتِ برائت از مشرکان، آن هم در منطقه ی شرک و توسّط کسی که بسیاری از مشرکان را در جنگ ها کشته
است و عدّه ای کینه ی او را در دل دارند! وقتی خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمان داد که نزد فرعون رفته او را به توحید دعوت کند، وی گفت: خدایا من یک نفر از آنان را کشته ام، می ترسم مرا به قصاص بکشند، برادرم را به همراه من بفرست؛ ولی علی علیه السلام که تعداد زیادی از سران شرک را کشته بود، به تنهایی رفت و آیاتِ برائت را در نهایت آرامش خواند، آن هم در جای حسّاسی چون منی و کنار جمره ی عقبه.
نکاتی که توسّط علی علیه السلام به کفّار اعلام شد، عبارت بود از:
1. اعلام برائت و لغو پیمان ها. (به دلیل پیمان شکنی مکرر آنان)
2. ممنوعیت شرکت مشرکان در حج از سال آینده.
3. ممنوعیت طواف در حالت برهنگی.
4. ممنوعیت ورود مشرکان به خانه ی خدا.
ماجرای تلاوت آیات این سوره توسّط علی علیه السلام ، در کتب اهل سنّت نیز آمده و از اصحاب، کسانی همچون ابوبکر و علی علیه السلام ، ابن عباس، انس بن مالک، جابربن عبداللَّه انصاری آن را روایت کرده اند و در منابع بسیاری نقل شده است.(1)
1- . مسند احمد حنبل، (ج 3، ص 212 و 283؛ ج 1، ص 151 و 330)، مستدرک صحیحین، (ج 3، ص 51)، تفسیر المنار، (ج 10، ص 157)، تفسیر طبری، (ج 10، ص 46)، تفسیر ابن کثیر (ج 2، ص 322- 333)، احقاق الحق، (ج 5، ص 368) و فضائل الخمسه، (ج 2، ص 342). و در الغدیر، (ج 6، ص 338) نام 73 نفر که این ماجرا را نقل کرده اند آمده است.