فرهنگ غدیریه : فرهنگ الفبایی صفحه 383

صفحه 383

مرا به قوم خود تهدید می کنی؟ اینک تو را بر مرکب چموش می نشانم و نزد او می فرستم که هر آنچه خواهد درباره تو اجرا کند. سوده با شنیدن سخنان معاویه اندکی سکوت کرد و سپس دو بیت شعر انشا کرد که معنی آن چنین است: «درود خدا بر آن روح بزرگ که قبرش در آغوش گرفت و بدین سان عدالت در خاک رفت. او با حق هم سوگند بود و چیزی جز حق فکر نمی کرد و حق و ایمان را قرین ساخته بود.»

معاویه گفت: سوده! منظورت کیست؟ پاسخ داد: به خدا قسم او امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب بود. به خدا هنگامی که نزد وی رفتم از مردی که مأمور اخذ زکات بود و بر ما ستم کرده بود، شکایت کردم، علی علیه السلام برای نماز ایستاده بود، همین که مرا دید از نماز دست کشید و رو به من کرد و بامهر و مدارا و رأفت و عطوفت گفت: حاجتی داری؟ گفتم: بله! و آن ماجرا را گفتم، حضرت با شنیدن سخنان من گریست و گفت:

بار خدایا تو بر من و بر آنان گواهی، من آنها را به ستم در حق خلق تو فرمان ندادم و به ترک حق امر ننمودم.» سپس قطعه پوستی برداشت و بر آن نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان برای شما دلیلی روشن از سوی خدا آمد، پس پیمانه و ترازو را به درستی رعایت کنید و حق مردم را کم نگذارید و در زمین پس از اصلاح فساد نکنید. این برای شما بهتر است اگر ایمان دارید. والسلام»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه