فرهنگ غدیریه : فرهنگ الفبایی صفحه 406

صفحه 406

علی آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست میهمان را بشوید، میهمان خود را عقب کشید و گفت:

«مگر چنین چیزی ممکن است که من دست هایم را بگیرم و شما بشویید!»

علی علیه السلام فرمود: «برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نیست، می خواهد عهده دار خدمت تو بشود، در عوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا می خواهی مانع کار ثوابی بشوی؟»

باز هم آن مرد امتناع کرد. آخر علی او را قسم داد که «من می خواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل گردم. مانع کار من مشو.»

میهمان با حالت شرمندگی حاضر شد. علی علیه السلام فرمود:

«خواهش می کنم دست خود را درست و کامل بشویی، همان طور که اگر قنبر می خواست دستت را بشوید می شستی، خجالت و تعارف را کنار بگذار.

همین که از شستن دست میهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمد بن حنفیه گفت:

دست پسر را تو بشوی. من که پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوی. اگر پدر این پسر در اینجا نمی بود و تنها خود این پسر میهمان ما بود من خودم دستش را می شستم، اما خداوند دوست دارد آنجا که پدر و پسری هردو حاضرند، بین آنها در احترامات فرق گذاشته شود.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه