نوروز در محاق فاطمیه صفحه 31

صفحه 31

شد چنان عرصه بر او تنگ كه از شدت درد

مرگ خود ز خداوند تقاضا مي‌كرد

بود در بستر بيماري و با حال نژند

بهر ديدار علي ديده ز هم وا مي‌كرد

اشك در ديده او آينه بندان مي‌گشت

وَندَر آن آينه صد گونه تماشا مي‌كرد

در هياهوي ستم از نفس افتاد دريغ

آنكه خود با نفسش كار مسيحا مي‌كرد

جرمش اين بود بهين دخت رسول مدني

كه حمايت ز علي همسر و مولا مي‌كرد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه