- مقدمه ناشر 1
- پیش سخن 1
- آشنایی با تاریخ قمری 3
- آشنایی با تاریخ قمری 4
- تحقیقی درباره پیدایش تاریخ قمری 5
- ماه محرم در قرآن 9
- ماه محرم در روایات 15
- روز اول محرم 18
- روز اول محرم - سال اول عام الفیل (53 سال پیش از هجرت ) 18
- روز اول محرم - سال هفتم بعثت 22
- روز اول محرم - سال چهارم هجری قمری 25
- روز اول محرم - سال نهم هجری قمری 27
- روز اول محرم - سال 14 هجری قمری 29
- روز اول محرم - سال 24 هجری قمری 31
- روز اول محرم - سال 81 هجری قمری 34
- روز اول محرم - سال 200 هجری قمری 39
- روز دوم محرم - سال 61 هجری قمری 40
- روز سوم محرم - سال 252 هجری قمری 41
- روز پنجم محرم - سال ششم هجری قمری 42
- روز هفتم محرم - سال 132 هجری قمری 44
- روز دهم محرم 46
- روز دهم محرم - سال پنجم هجری قمری 47
- روز دهم محرم- سال ششم هجری قمری 48
- روز دهم محرم- سال 61 هجری قمری 49
- روز دهم محرم - سال 67 هجری قمری 50
- روز دهم محرم - سال 226 هجری قمری 53
- روز 12 محرم - سال 95 هجری قمری 55
- شهادت امام زین العابدین علیه السلام 55
- ولادت امام زین العابدین علیه السلام 56
- نام, کنیه, محل دفن ,همسر, فرزندان اصحاب و یاران امام 57
- فضایل و مناقب امام زین العابدین علیه السلام 60
- رویدادهای مهم در زندگانی امام زین العابدین علیه السلام . 65
- روز 13 محرم - سال 61 هجری قمری 66
- روز 15 محرم 68
- روز 15 محرم- سال دوم هجری قمری 68
- روز15 محرم- سال11هجری قمری 73
- روز16 محرم- سال 14هجری قمری 74
- روز16 محرم 74
- روز 16 محرم - سال 16 هجری قمری 76
- روز 21 محرم - سال سوم هجری قمری 77
- روز 22 محرم - سال 37 هجری قمری 82
- روز 23 محرم - سال 169 هجری قمری 84
- روز 25 محرم - سال 198 هجری قمری 86
- روز 26 محرم 88
- روز26 محرم - سال 64 هجری قمری 88
- روز 26 محرم - سال 146 هجری قمری 90
- روز 27 محرم - سال 215 هجری قمری 92
- روز 28 محرم - سال 220 هجری قمری 93
- روز 30 محرم - سال 189 هجری قمری 95
- سال شمار ماه محرم 98
- ماه محرم - سال سوم هجری قمری وقوع غزوه ذوامر 98
- توضیح 98
- ماه محرم - سال ششم هجری قمری 100
- وقوع غزوه بنی لحیان 100
- ازدواج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با ریحانه زید (164) 102
- ماه محرم - سال هفتم هجری قمری 103
- دعوت پادشاهان و حاکمان به دین اسلام از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله . 103
- 1- نامه به قیصر روم . 104
- 2- نامه به شاهنشاه ایران 105
- 3- نامه به مقوقس 106
- 4- نامه به نجاشی 107
- 5- نامه به حاکم غسانیه 108
- ماه محرم - سال 14 هجری قمری 109
- 6- نامه به حاکم یمامه 109
- ماه محرم - سال 16 هجری قمری 110
- ماه محرم - سال 20 هجری قمری 112
- ماه محرم - سال 39 هجری قمری 113
- ماه محرم - سال 65 هجری قمری 115
- ماه محرم - سال 82 هجری قمری 116
- کشته شدن خالد بن عبدالله قسری به دستور ولید بن یزید. 119
- ماه محرم - سال 127 هجری قمری 119
- آغاز جنبش عبدالله بن معاویه جعفری بر ضد مروانیان . (186) 122
- ماه محرم - سال 132 هجری قمری 123
- ماه محرم - سال 202 هجری قمری بیعت مخالفان مامون با ابراهیم بن مهدی عباسی 123
- ماه محرم - سال 246 هجری قمری 125
- واقعه کربلا (61 ه .ق ) 126
- آغاز مبارزه 126
- واقعه کربلا (61 ه .ق ) 126
- حضور اعتراض آمیز در مکه 127
- حرکت به سوی عراق 128
- ماموریت عمر بن سعد 129
- ورود به سرزمین کربلا 129
- افزایش سپاه دشمن 130
- پیام عمر بن سعد به امام حسین علیه السلام 130
- دیدار دو فرمانده 132
- جنگ طلبی عبیدالله بن زیاد 132
- روز تاسوعا 134
- 1- ورود شمر به کربلا. 134
- 2- نامه امام برای ابوالفضل العباس علیه السلام . 134
- روز تاسوعا 134
- 3- فرمان حمله عمومی 136
- شب عاشورا 137
- شب عاشورا 137
- خطبه امام حسین علیه السلام 137
- سفارش امام حسین علیه السلام به خواهرش زینب علیهاالسلام 138
- تنظیم امور خیمه گاه 139
- عبادت و تهجد 139
- روز عاشورا 140
- 1- تنظیم سپاه 140
- روز عاشورا 140
- 2- اندرزهای پیش از نبرد 140
- 3 - پشیمانی حر بن یزید 141
- 4- هجوم سراسری 141
- 5 - نبرد انفرادی 142
- 6- نماز ظهر عاشورا 143
- 7- شهادت سایر یاران 143
- 8- مبارزه و شهادت امام حسین علیه السلام 144
- پس از شهادت امام حسین علیه السلام 145
- 1- غارت خیمه ها 145
- پس از شهادت امام حسین علیه السلام 145
- 2- آتش زدن خیمه ها 145
- 3- تاختن اسب بر پیکر شهیدان 146
- 4- ارسال سر مقدس امام حسین علیه السلام به کوفه 146
- 5- اسارت اهل بیت علیه السلام 147
- یاران شهید 149
- 6- خاک سپاری شهیدان کربلا 149
- کتابنامه 165
به نام خداوند بخشاینده مهربان . از محمد فرزند عبدالله به هرقل ، بزرگ روم ، درود بر پیروان هدایت . من تو را به آیین اسلام دعوت می کنم . اسلام آور تا در امان باشی ، در آن صورت خداوند به تو پاداش می دهد (پاداش ایمان آوردن خودت و پاداش ایمان مردم کشورت )، اگر از آیین اسلام روی گردانی گناه اریسیان (کشاورزان ، یا اروپائیان ) نیز بر عهده تو است . ((ای اهل کتاب ، ما شما را به یک اصل مشترک دعوت می کنیم : غیر خدا را نپرستیم ، کسی را شریک او قرار ندهیم ، برخی از ما برخی دیگر را به خدایی نپذیرد. هرگاه ((ای محمد)) آنان از آیین حق سر بر تافتند، بگو: گواه باشید که ما مسلمانیم . این نامه با امضای ((محمد رسول الله )) پایان پذیرفت .
پیامبر صلی الله علیه و آله ، دحیه کلبی را که پیش از این به منطقه شام و اطراف آن ، رفت و آمدهایی می کرد و نسبت به آن آشنایی کامل داشت ، مامور رساندن نامه به دست قرقل نمود. دحیه کلبی در شهر ((حمص )) (از شهرهای شام ) به هرقل رسید و نامه پیامبر صلی الله علیه و آله را به وی تسلیم کرد.
قیصر پس از دریافت نامه ، پیامبر صلی الله علیه و آله ، درباره پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و راستی ادعایش به تحقیق و تفحص پرداخت . از بازرگانان حجاز که به شام سفر کرده
بودند، پرسش هایی نمود و با سفیر پیامبر صلی الله علیه و آله نیز گفت و گوهایی به عمل آورد و سرانجام به این نتیجه رسید که این پیامبر، همان پیامبر موعودی است که در تورات و انجیل به آمدنش بشارت داده شده است . قیصر، تمایل قلبی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و دعوت الهی او پیدا کرده بود ولی به خاطر عکس العمل درباریان و اشراف روم ، نمی توانست آن را ابراز کند و دین اسلام را بپذیرد.
به همین جهت ، بار دیگر دحیه کلبی را به حضور طلبید و ضمن احترام و مهان نوازی نسبت به وی ، نامه ای برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشت و به وی سپرد تا به دست پیامبر صلی الله علیه و آله برساند.
قیصر، دحیه کلبی را با هدایایی به مدینه بازگردانید و از این که نتوانسته بود ایمان و اخلاص خویش را ابراز نماید و دین اسلام را بپذیرد، بسیار متاسف و نگران بود.
2- نامه به شاهنشاه ایران
شاهنشاه ساسانی ایران ، در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، خسرو پرویز بود و پیامبر صلی الله علیه و آله به وسیله افسر رشیدی چون ((عبدالله بن حذافه سهمی ))، نامه ای برای وی نوشت . نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به خسرو پرویز، شبیه نامه آن حضرت به قیصر روم بود و آن حضرت ، خسرو پرویز و ملت پیرو او را به دین اسلام دعوت کرد.
ولی خسرو پرویز پس از دریافت نامه ، آن را به مترجم ویژه خود داد تا برای وی ترجمه کند. مترجم
، ابتدای ابتدا نامه را با این جمله آغاز کرد: نامه ای است از محمد رسول خدا، به کسرای بزرگ ایران . خسرو پرویز اجازه ادامه خواندن را نداد و با عصبانیت و ناراحتی فریاد کشید: بس است ! نامه را از مترجم گرفت و پاره کرد و سفیر پیامبر صلی الله علیه و آله را به تحقیر تمام از قصر بیرون کرد و به مدینه بازگردانید.