روز شمار تاریخ اسلام ،جلد اول(ماه محرم) صفحه 105

صفحه 105

به نام خداوند بخشاینده مهربان . از محمد فرزند عبدالله به هرقل ، بزرگ روم ، درود بر پیروان هدایت . من تو را به آیین اسلام دعوت می کنم . اسلام آور تا در امان باشی ، در آن صورت خداوند به تو پاداش می دهد (پاداش ایمان آوردن خودت و پاداش ایمان مردم کشورت )، اگر از آیین اسلام روی گردانی گناه اریسیان (کشاورزان ، یا اروپائیان ) نیز بر عهده تو است . ((ای اهل کتاب ، ما شما را به یک اصل مشترک دعوت می کنیم : غیر خدا را نپرستیم ، کسی را شریک او قرار ندهیم ، برخی از ما برخی دیگر را به خدایی نپذیرد. هرگاه ((ای محمد)) آنان از آیین حق سر بر تافتند، بگو: گواه باشید که ما مسلمانیم . این نامه با امضای ((محمد رسول الله )) پایان پذیرفت .

پیامبر صلی الله علیه و آله ، دحیه کلبی را که پیش از این به منطقه شام و اطراف آن ، رفت و آمدهایی می کرد و نسبت به آن آشنایی کامل داشت ، مامور رساندن نامه به دست قرقل نمود. دحیه کلبی در شهر ((حمص )) (از شهرهای شام ) به هرقل رسید و نامه پیامبر صلی الله علیه و آله را به وی تسلیم کرد.

قیصر پس از دریافت نامه ، پیامبر صلی الله علیه و آله ، درباره پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و راستی ادعایش به تحقیق و تفحص پرداخت . از بازرگانان حجاز که به شام سفر کرده

بودند، پرسش هایی نمود و با سفیر پیامبر صلی الله علیه و آله نیز گفت و گوهایی به عمل آورد و سرانجام به این نتیجه رسید که این پیامبر، همان پیامبر موعودی است که در تورات و انجیل به آمدنش بشارت داده شده است . قیصر، تمایل قلبی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و دعوت الهی او پیدا کرده بود ولی به خاطر عکس العمل درباریان و اشراف روم ، نمی توانست آن را ابراز کند و دین اسلام را بپذیرد.

به همین جهت ، بار دیگر دحیه کلبی را به حضور طلبید و ضمن احترام و مهان نوازی نسبت به وی ، نامه ای برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشت و به وی سپرد تا به دست پیامبر صلی الله علیه و آله برساند.

قیصر، دحیه کلبی را با هدایایی به مدینه بازگردانید و از این که نتوانسته بود ایمان و اخلاص خویش را ابراز نماید و دین اسلام را بپذیرد، بسیار متاسف و نگران بود.

2- نامه به شاهنشاه ایران

شاهنشاه ساسانی ایران ، در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، خسرو پرویز بود و پیامبر صلی الله علیه و آله به وسیله افسر رشیدی چون ((عبدالله بن حذافه سهمی ))، نامه ای برای وی نوشت . نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به خسرو پرویز، شبیه نامه آن حضرت به قیصر روم بود و آن حضرت ، خسرو پرویز و ملت پیرو او را به دین اسلام دعوت کرد.

ولی خسرو پرویز پس از دریافت نامه ، آن را به مترجم ویژه خود داد تا برای وی ترجمه کند. مترجم

، ابتدای ابتدا نامه را با این جمله آغاز کرد: نامه ای است از محمد رسول خدا، به کسرای بزرگ ایران . خسرو پرویز اجازه ادامه خواندن را نداد و با عصبانیت و ناراحتی فریاد کشید: بس است ! نامه را از مترجم گرفت و پاره کرد و سفیر پیامبر صلی الله علیه و آله را به تحقیر تمام از قصر بیرون کرد و به مدینه بازگردانید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه